بهشت شد فراموشم

بر گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله

بر گوش جانم می رسد آوای زنگ قافله

این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله


فاطمه معصومه علیها السلام كریمه اهل بیت علیه السلام

روشن شده زین عید، جهان تاریك
یا رب بنما ظهور مهدى علیه السلام نزدیك
در گلشن زهرا علیه السلام ، گل دیگر بشكفت
شد مولد معصومه علیها السلام ، به احمد (ص ) تبریك

فاطمه معصومه علیها السلام كریمه اهل بیت علیه السلام
قم ، حرم اهل بیت و حریم امامان ، مدفن بانویى كه بارگاهش چون نگینى در این خطبه كویرى مى درخشد و حرمش چشمه اى پر فیض و كرامت جوش است و نه تنها كبوتران بر آسمان مزارش طواف مى كنند بلكه پروانگانى شیفته علم و معنویت از سراسر ایران بلكه از كشورهاى دیگرى همچون حجاز، بحرین ، هند، پاكستان ، تركیه ، عراق ، سوریه ، لبنان و كشورهاى افریقایى و اسیاى دور به این وادى نور آمده اند حوزه علمیه قم به بركت مرقد پاك این بانو پدید آمده و دوام یافته است .
ایران ما از فروغ رضوى و عصمت فاطمى روشن و مطهر است .
این دو برادر و خواهر یكى از شرق كشور همچون خورشید مى درخشید و بر ایران بزرگ نور مى افشاند دیگرى در قلب كشور رد خاستگاه نهضت ، مركزیت حوزه فقاهت و عاصمه تشیع را گرم و پر جنب و جوش نگهداشته است .
سخن از فاطمه دختر موسى ابن جعفر است .
سخن از شرافت بخش قم و طراوت بخش این شهر كویرى است كه از زلال فیض این دختر امام همواره خرم و همیشه شاداب است .
نهالى كه در بوستان امامت بروید و از اب عفاف و نور فضیلت سیراب شود و توان بگیرد و با گذشت زمان خود به شاخه اى پر بار و زیبا از شجره طیبه دودمان رسول تبدیل گردد اگر كریمه اهل بیت نام نگیرد پس چیست ؟
این دختر فرزانه كه به فاطمه معصومه مى شناسیمش در اول ماه ذیقعده سال 183 هجرى در مدینه منوره دیده به دنیا گشود و در خانه اى كه پدرى چون امام كاظم علیه السلام و برادرى چون حضرت رضا علیه السلام در ان مى زیسته بزرگ مى شود، نام مادرش را خیزران یا نجمه دانسته اند كه كنیزى است لایق و پاك و چون حضرت رضا را به دنیا مى آورد به طاهره نامیده مى شود.
فاطمه معصومه در دامان ایمان و پاكى رشد مى كند و در چشمه عفاف و عصمت و علم و حكمت به طهارت روح و جان مى رسد نسب و تبارش نبوى و فاطمى و علوى است عبادت و ادب ، شاخ و برگ روییده بر این سرو پاكدامن است ، ویژگیهاى روحى و خصایص فردى سبب شده كه با لقب كریمه اهل بیت در زبان عالمان و فقیهان شیعه یاد شود لقبى كه از میان بانوان اهل بیت تنها به او اختصاص یافته است . لقبهاى دیگرش نیز هر كدام گویاى كمالات والاى اوست از جمله محدثه ، عابده ، مقدامه و معصومه كه هم نامها و لقبهایش و هم ارزشها و فضایلش یاد اور مادر والا قدرش عصمت هستى و حبیبه خدا حضرت زهرا علیها السلام است فاطمه معصومه ، تنها بعنوان خواهرى كه برادرش على ابن موسى الرضا را دوست بدارد و بخاطر نسبت برادر و خواهرى دل در گرو محبت او گذاشته باشد نیست گر چه فاطمه و رضا هر دو از یك پدر و مادرند و از یك پستان پاك شیر خورده و در یك دامن لایق و عفیف بزرگ شده و با نوازش دست و نگاههاى یك پدر و مادر رشد كرده اند لیكن فاطمه معصومه تربیت شده برادرش حضرت رضا است ، دودمان او خانواده یك زندانى است یعنى حضرت موسى ابن جعفر علیه السلام مبغوض دربار هارون الرشید گشته و به امر او باز داشت و زندانى شده است این حبس و زندان سالهاى طول كشید و تا شهادت امام ادامه یافته است خانواده امام به درد هجران پدر مبتلاست ولى چون اسارت پدر به خاطر خدا و دین و حرین است با همه سختیهایش ، براى فرزندان قابل تحمل است چون خدا راضى است .

ادامه نوشته

سحرگاه خونين

شهر كوفه تنها و ساكت در آغوش شب نوزدهم ماه مبارك رمضان خفته بود.
دامن افق هنوز تاريك و سياه بود. گويى دل آسمان كوفه در ان شب همرنگ دل مردمان كوفه شده بود! شبى سرد و ساكت و بى هياهو. در ان شب ، تنها يك چشم ديده در ديده آسمان صاف و پرستاره كوفه دوخته بود. چشمى كه با نيروى بينش شگرف خويش تا عمق آسمانها را مى كاويد و حاصل اين كاوش ، ديدار خدا در منظر دل او مى شد. و اينگونه او خدا را در عرصه دل خويش به ديدار مى نشست و مصداق ايه كريمه قرآن مى شد كه :
الذين يتفكرون فى خلق السموات و الارض قالو ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النار.
كسانى كه در خلقت آسمانها و زمين مى انديشند و مى گويند پروردگارا!
اينها را بيهوده نيافريده اى ، منزهى تو، پس ما را از عذاب دوزخ رهايى بخش .
او تنهايى بود كه در تنهايى خويش ، همنشين خداى تنها بود.
بنده صالح خدا، حجت حق ، امام عارفان و عاشقان به آسمان كوفه مى نگريست و گويى در انتظار حادثه اى بود!
پيمانه صبرش از دست نامردمى هاى امتش لبريز شده بود كه خود در فرازى از سخنانش اينطور احساس خويش را در ظرف كلمات ريخته بود:
اى نامردان مرد نما! اى كه همچون كودكان ، در خواب پريشانيد، و همچون پرده نشينان دستخوش رويا. كاش شما را نديده بودم و به هيچ روى نشناخته بودم !
بخدا كه شناختن شما مايه پشيمانى و در نهايت موجب تاسف است . مرگ بر شما باد. همانا كه دلم را سخت چركين كرديد و سينه ام را از درد اكنديد و زهر را جرعه جرعه در كامم ريختيد و با نافرمانى و تنها گذاشتن ، برنامه هاى اصلاحى ام را تباه ساختيد و كار را بجايى رسانديد كه قريش گفت : فرزند ابوطالب مردى شجاع اما نااگاه نسبت به امور جنگى است . چگونه چنين اتهامى را بمن مى زنند در حاليكه هنوز به سن 20 سالگى نرسيده بودم كه با ميدانهاى نبرد اشنا شدم ولى اكنون كه عمرم از 60 سال متجاوز است ، راى و تدبير كسيكه از او اطاعت نشود چه سود؟
على (ع ) كسى است كه زبان پيامبر اسلام محمد (ص ) اينگونه به توصيفش ‍ گشوده شده بود:
همراهى و تبعيت كنيد از على بن ابيطالب . او نخستين كسى است كه به من ايمان آورد و اول كسى است كه در روز قيامت با من مصافحه خواهد كرد و او صديق اكبر است ، فرق گذارنده ميان حق و باطل در اين امت مى باشد. او پيشواى ايمان اورندگان است .
ادامه نوشته

امام مهدی(عج) شریک قرآن 2

فقیه اهل بیت علیه السلام مرحوم آیت الله تبریزی; نیز در سؤالی که از معظم له، در نسبت امام و قرآن می­پرسند، بر این نکته تأکید می­کنند. از ایشان درباره رأیی سؤال شده است که طبق آن اهل بیت: در نزد خداوند افضل از قرآن کریم دانسته شده است. ایشان پاسخ داده­اند:

قرآن بر دو امر اطلاق می­شود: نخست، نسخه چاپ شده یا خطی موجود در دست مردم؛ و دیگری آنچه به واسطه جبرئیل علیه السلام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است و نسخ چاپی یا خطی از آن حکایت می­کنند. این همان است که ائمه: جان خویش را برای بقای آن و عمل به آن قربانی نموده­اند. و این همان ثقل اکبر است و با بقای بعضی نسخ آن نیز باقی می­ماند. اهل بیت علیهم السلام ثقل اصغر هستند. اما نمی­توان قرآن را در معنای نخست که بر هر نسخه­ای اطلاق می­شود، با منزلت اهل بیت علیهم السلام مقایسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و این قرآن صامت و هنگام دوران امر بین حفظ امام علیه السلام و حفظ برخی نسخ چاپی یا خطی، پس حتما می­بایست بر حفظ امام اقدام نمود، چنان‌که این امر در قضیه صفین اتفاق افتاد.

طبق روایات وارده، ثقلین از همدیگر جدایی ناپذیرند. بدین جهت است که رابطه امام با قرآن، از منظر دیگری نیز نمود می‌یابد. طبق تصریح قرآن کریم، قرآن در دو مرحله تنزیل و انزال ابلاغ شده است. مرحله تنزیلی، مرحله تدریجی است و اختصاص به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دارد و در طول ۲۳‌سال دوره رسالت بر آن حضرت نازل شده است تا با بیان تدریجی احکام اسلامی، به جامعه تازه مسلمان، آنان را در موارد پیش رو راهنمایی کند.

ادامه نوشته

اشک از چشم روزگار افتاد

گفت: در می‌زنند مهمان است
گفت: آیا صدای سلمان است؟
این صدا، نه صدای طوفان است
مزن این خانه مسلمان است
مادرم رفت پشت در، اما

گفت: آرام ما خدا داریم
ما کجا کار با شما داریم
و اگر روضه‌ای به پا داریم
پدرم رفته ما عزاداریم
پشت در سوخت بال و پر، اما

آسمان را به ریسمان بردند
آسمان را کشان کشان بردند
پیش چشمان دیگران بردند
مادرم داد زد بمان! بردند
بازوی مادرم سپر،اما

بین آن کوچه چند بار افتاد
اشک از چشم روزگار افتاد
پدرم در دلش شرار افتاد
تا نگاهش به ذوالفقار افتاد-
گفت: یک روز یک نفر اما...

خوشا به حال پيمبر چه مادري دارد

شنیده می‌شود از آسمان صدایی که...
کشیده شعر مرا باز هم به جایی که ...

نبود هیچ کسی جز خدا، خدایی که...
نوشت نام تو را، نام آشنایی که...

پس از نوشتن آن آسمان تبسم کرد
و از شنیدنش افلاک دست و پا گم کرد

نوشت فاطمه، شاعر زبانش الکن شد
نوشت فاطمه هفت آسمان مزین شد

نوشت فاطمه تکلیف نور روشن شد
دلیل خلق زمین و زمان معین شد

نوشت فاطمه یعنی خدا غزل گفته است
غزل قصیده‌ی نابی که در ازل گفته است

نوشت فاطمه تعریف دیگری دارد
ز درک خاک مقام فراتری دارد

خوشا به حال پیمبر چه مادری دارد
درون خانه بهشت معطری دارد

پدر همیشه کنارت حضور گرمی داشت
برای وصف تو از عرش واژه بر می‌داشت

چرا که روی زمین واژه‌ی وزینی نیست
و شأن وصف تو اوصاف اینچنینی نیست

و جای صحبت این شاعر زمینی نیست
و شعر گفتن ما غیر شرمگینی نیست

خدا فراتر از این واژه‌ها کشیده تو را
گمان کنم که تو را، اصلا آفریده تو را

که گرد چادر تو آسمان طواف کند
و زیر سایه‌ی آن کعبه اعتکاف کند

ملک ببیند و آنگاه اعتراف کند
که این شکوه جهان را پر از عفاف کند

کتاب زندگی‌ات را مرور باید کرد
مرور کوثر و تطهیر و نور باید کرد

در آن زمان که دل از روزگار دلخور بود
و وصف مردمش الهاکم التکاثر بود

درون خانه‌ی تو نان فقر آجر بود
شبیه شعب ابی‌طالب از خدا پر بود

بهشت عالم بالا برایت آماده است
حصیر خانه‌ی مولا به پایت افتاده است

به حکم عشق بنا شد در آسمان علی
علی از آن تو باشد... تو هم از آن علی

چه عاشقانه همه عمر مهربان علی!
به نان خشک علی ساختی، به جان علی

از آسمان نگاهت ستاره می‌خواهم
اگر اجازه دهی با اشاره می‌خواهم ــ

به یاد آن دل از شهر خسته بنویسم
کنار شعر دو رکعت نشسته بنویسم

شکسته آمده‌ام تا شکسته بنویسم
و پیش چشم تو با دست بسته بنویسم

به شعر از نفس افتاده جان تازه بده
و مادری کن و این‌بار هم اجازه بده

به افتخار بگوییم از تبار توایم
هنوز هم که هنوز است بی‌قرار توایم

اگر چه ما همه در حسرت مزار توایم
کنار حضرت معصومه در کنار توایم

فضای سینه پر از عشق بی‌کرانه‌ی توست
کرم نما و فرود آ که خانه خانه‌ی توست

حمیدرضا برقعه ای

ستاره عشق

نرم افزار ستاره عشق مرتضي


در اين نرم افزار به تعدادي از سوالات شما جوانان در مورد حضرت زهرا(س) در 8 بخش کودکي ،جواني و ازدواج ، فرزندان ،فضائل ، سيره ، فدک ، مصائب و شهادت پاسخ داده شده است.


در اين نرم افزار به سوالات زير پاسخ داده شده است :

آب مهريه زهراست به چه معني است؟
چرا قبر حضرت فاطمة‌ زهرا (س) نامعلوم است؟
كدام يك از ايام فاطميه به حقيقت نزديكتر است؟
حضرت فاطمه (س) چگونه به همسري امام علي (ع) رسيدند؟
امروزه فدك دست كيست و عوائد آن صرف چه اموري مي‌شود؟
درباره مقام علمي حضرت فاطمه زهرا (س) برايم بنويسيد؟
حضرت زهرا (س) در دوران كودكي نزد چه كسي زندگي مي كرد؟
رفتار زمامداران اسلامي در طول تاريخ با فدك چگونه بوده است؟
سيلي زدن به حضرت زهرا (س) آيا اين قضيه صحيح مي‎باشد يا نه؟
فرزندان حضرت زهرا (س) بعد از شهادت ايشان چه موقعيتي پيدا کردند؟
آيا حضرت فاطمه (س) جهت پوشش از چادر استفاده مي کرد؟
همسران حضرت علي (ع)چند تا بودند و تعداد فرزندان آنها را مرقوم فرمائيد.
آتش زدن درب خانه و شكستن پهلوي آن حضرت، اين كلام تا چه اندازه صحت دارد؟
در مورد زيبايي‌هاي حضرت زهرا (س) مطالبي را بيان فرماييد و زيبايي واقعي چيست؟
آيا قبر حضرت محسن (ع) در پاي درب نيم سوخته خانة اميرالمؤمنين (ع)است؟
اگر فدك هديه پيامبر (ص) بود چرا فاطمه زهرا (س) ، آن را به عنوان ارث طلب کرد؟
چند داستان در مورد زندگي حضرت فاطمه ـ سلام الله عليها ـ بيان نماييد.
آيا حضرت زهرا (س) در منابع تاريخي اهل سنت جايگاهي نظير منابع شيعه در نزد پيامبر (ص) دارد؟
مهريه حضرت زهرا (س) به عنوان پول بوده يا وزن و آيا آن كلي‌ترين مهريه آن زمان بوده؟
علّت فوت يا شهادت حضرت زهرا (س) و نحوه‏ شهادت با توجّه به مدارك معتبر چگونه بوده؟
كسي صداي حضرت زهرا (س) را نمي شنيده اما گريه آن حضرت را در رحلت پيامبر همسايه ها شنيدند؟
دفن مخفيانه حضرت زهرا (س) توسط حضرت علي (ع) مخالف با سيرة پيامبر است.
اصحاب حرمت حضرت زهرا (س) را نگه داشتند، پس غضب فاطمه (س) چه ربطي به عمر و ابوبكر دارد؟
حضرت علي (ع) فاتح خيبر بود چگونه است حضرت زهرا (س) را بزنند و او هيچ واكنشي نشان ندهد؟
آيا فاطمه س) از اولين بيعت‌كنندگان با ابوبكر بعد از رحلت پيامبر (ص) بود و مخالفتي نداشته است؟
حضرت زهرا (س) با نامحرمان براي دفاع از حقوق خود گفتگو كرد، آيا اين براي يك معصوم امكان‌پذير است؟

دانلود

کشتی پهلو گرفته

با سلام و عرض تسلیت نسبت به شهادت بی بی دو عالم حضرت فاطمه زهرا (س)

 

کشتی پهلو گرفته

فدکیه 2

پرده‏هاي ديگري از فتنه‏ها

فاطمه‏ي زهرا عليها‏السلام در خطبه‏ي ديگري، پرده‏هاي ديگري از فتنه‏هاي ناشي از سقيفه را فاش ساخته است. دختر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، اين خطبه را هنگامي ايراد كرد كه گروهي از زنان مهاجران و انصار براي عيادت و احوال پرسي از او ـ كه در اثر حمله به خانه‏اش مصدوم و بيمار بود ـ رفته بودند. آن بانوي بزرگ در فرازي از اين خطبه فرمود:
«آگاه باشيد به جانم سوگند! اين حكومتي كه پديد آوردند، تازه آبستن شده است. پس صبر كنيد تا ببينيد چه ثمره‏اي به بار مي‏آورد. آن گاه از آن به اندازه‏ي ظرف‏هاي بزرگ {به جاي شير} خون تازه و سمّ كشنده بدوشيد! اين جا است كه كساني كه به راه باطل رفته‏اند، زيانكار مي‏شوند و آيندگان، عاقبت آنچه را كه گذشتگان تأسيس كردند، خواهند ديد. {اكنون كه به مراد خود رسيديد} از بابت دنياي خود خوش باشيد و قلباً براي فتنه‏هايي كه خواهد آمد، مطمئن باشيد. و بشارت باد بر شما به شمشيرهاي برنده‏اي كه به دنبال آن مي‏آيد و قدرت متجاوزي كه حداكثر ظلم و تعدّي را روا مي‏دارد و به هرج و مرجي فراگير كه همه جا را شامل مي‏شود و به استبدادي از ظالمين كه مقدار اندكي از بيت‏المال را باقي مي‏گذارد، به گونه‏اي كه كسي در آن رغبت نمي‏كند و جمعيت شما را درو مي‏كند {همه را قتل عام مي‏كند}، پس حسرت و اندوه با شما باد، و به كدامين سو مي‏رويد؟... .»

ادامه نوشته

قرآن؛ راهنماى خطوط كلى‏


بسيار ساده‏انگارانه به نظر مى‏آيد كه كسى انتظار داشته باشد قرآن مانند كتاب حل المسائل، دردها و مشكلات فردى و اجتماعى را يكى يكى بيان كند و سپس راه حل آنها را به ترتيب توضيح دهد. قرآن با سرنوشت ابدى انسان سر و كار دارد و هدف قرآن فلاح و رستگارى انسان در دنيا و آخرت است. در اين عرصه، قرآن كريم راه‏هاى كلى و خطوط اصلى را به ما نشان مى‏دهد كه با به كار بستن آنها مى‏توانيم زندگى سعادتمندانه‏اى داشته باشيم، اين خطوط كلى چراغ‏هايى هستند كه جهت سير و حركت را نشان مى‏دهند لكن بايد توجه داشته باشيم كه براى رسيدن به سعادت و رستگارى در دنيا و آخرت و رفع مشكلات و تحقق جامعه‏اى مترقى و در عين حال دينى و اسلامى، خداوند متعال دو وسيله در اختيار انسان قرار داده است: يكى دين و ديگرى عقل.
قرآن خطوط اصلى ترقى و تكامل انسانى را روشن مى‏كند و جامعه اسلامى موظف است با نيروى تفكر و انديشه و استفاده از تجارب علمى ديگران ( حتى غير مسلمانان ) را منع نمى‏كند؛ بلكه علم را وديعه الهى مى‏داند و مسلمانان را به آموختن آن تشويق مى‏كند. پيامبر صلى الله عليه و آله جهت ترغيب و تشويق مسلمانان به يادگيرى علوم مى‏فرمايند:
اطلبوا العلم و لو بالصين -1- بحارالانوار: ج 1، ص 177 ?
ادامه نوشته

علی (ع) کیست؟

 

دانلود

 

فدکیه 1

بسم الله الرّحمن الرّحيم

      «.. ثمّ اسْتَنْهَضَكم فَوَجَدَكُمْ خِفافا، وَاَحْمَشَكُمْ فَاَلْفاكُمْ غضابا فَوَسَمْتُمْ غَير اِبِلِكُمْ وَ وَرَدْتُمْ غيرَ مَشْرَبِكُمْ هذا والعَهْدُ قَريبٌ، والكَلْمُ رحيبٌ، والجَرْحُ لَمّا يَنْدَمِل، والرّسول لمّا يُقْبَرُ، إبْتِدارا زَعَمْتُمْ خَوفَ الْفِتْنَةِ، ألا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطوا وَ اِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحيطَةٌ بِالْكافِرينَ...»
سپس شيطان از شما خواست كه برخيزيد، آن گاه دريافت كه شما افراد سبكي هستيد، او شما را تحريك و عصباني كرد و شما را غضبناك يافت. آن گاه شما شترهاي ديگران را داغ نموديد (علامت مالكيت زديد) و (براي نوشيدن آب) از غير راه خود وارد شديد... و اين (اعمال شما) در حالي صورت گرفت كه عهد شما (نسبت به پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ) نزديك است، و جراحتي كه (به واسطه‏ي رحلت پيامبر) وارد شده، هنوز وسيع (و تازه) است، و جراحتي كه (بر ما) وارد شده، هنوز التيام پيدا نكرده است. و رسول خدا هنوز دفن نشده بود. (خيلي با عجله اين كار را كرديد). خيال كرديد كه (اگر اين كار را نكنيد) فتنه پديد مي‏آيد. آگاه باشيد كه در فتنه سقوط كردند، و حتما جهنم كافران را احاطه مي‏كند...»
آنچه در بالا خوانديد، بخشي از خطبه‏ي فدكيه‏ي حضرت فاطمه عليها‏السلام است كه به دنبال تصرف فدك توسط خليفه‏ي اول آن بانوي بزرگ، در برابر خليفه و در حضور مهاجران و انصار ايراد فرمود.
گرچه اين خطبه به مناسبت غصب فدك ايراد شده، امّا محور بخش‏هايي از آن، موضوع خلافت و رهبري جامعه‏ي اسلامي است.
دختر گرامي پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله در سخنان تند و عتاب آميز خود، كساني را كه وصيّ و برادر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را از صحنه‏ي رهبري كنار زده، خود زمام امور مسلمانان را در دست گرفتند، مورد انتقاد قرار داده كه آلت دست شيطان شده به حوزه‏ي «خلافت» وارد شدند كه حق آنان نبوده و هنوز سوگ رسول خدا فراموش نشده شتاب زده دست به اقدامي زدند (ماجراي سقيفه) كه آنان را در گرداب فتنه افكند.

فتنه افكني، يا دستاويز گريز از فتنه!

نكته‏اي كه در اين بخش از سخنان حضرت فاطمه عليها‏السلام جلب توجّه مي‏كند، اين است كه توجيه نادرست صحنه‏گردانان سقيفه در مورد انتخاب خليفه را افشا كرده، عواقب زيانبار آن را بيان مي‏كند و مي‏گويد: «خيال كرديد (اگر اين كار را نكنيد) فتنه پديد مي‏آيد، آگاه باشيد كه در فتنه سقوط كرديد.»
در اين جا اين سؤال پيش مي‏آيد كه آنان كدام فتنه را دستاويز قرار دادند و مقصودشان از فتنه چه بود؟ و مقصود حضرت زهرا عليها‏السلام از اين كه آنان در فتنه سقوط كردند، چيست؟
چنان كه در كتب تاريخ اسلام مطرح شده و قرائن نيز آن را تأييد مي‏كند، مقصود آنان از فتنه، ارتداد امت، آشوب و هرج و مرج و از هم گسيختن نظام اسلامي به دنبال انتشار خبر رحلت رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، و پيدايش خلأ قدرت در مركز حكومت اسلامي بود. آنان به اين عنوان كه از چنين فتنه‏اي جلوگيري كنند، پيش از آن كه پيكر پاك پيامبر عظيم‏الشأن اسلام صلي‏الله‏عليه ‏و ‏آله را به خاك بسپارند، و در حالي كه علي عليه ‏السلام و بني هاشم سرگرم مراسم غسل پيامبر صلي‏الله‏ عليه ‏و ‏آله بودند، به سقيفه شتافته در صدد تعيين خليفه و زمامدار مسلمانان برآمدند! امّا مگر آن تشريفات چه قدر وقت مي‏خواست كه در آن مدت، بيم فتنه مي‏رفت؟ آيا در همان مدت اندك، خبر رحلت رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله (با نبودن وسائل ارتباطي امروزي) در سراسر كشور اسلامي منتشر مي‏شد و همه چيز به هم مي‏ريخت. اين سؤال‏ها در صحّت و درستي نگراني از فتنه، ايجاد ترديد مي‏كند. از اين رو حضرت فاطمه عليها‏السلام با تعبير، زَعم، پندار و خيال از آن ياد كرده است.
امّا اين كه آنان چگونه در فتنه سقوط كردند ـ كه موضوع اصلي اين نوشتار است ـ پاسخ اين است كه آنان با اين اقدام خود منشأ اختلاف و دو دستگي و شكاف در جامعه اسلامي شدند. شكافي كه تاكنون پر نشده است. گرچه آن روزها با بيعت مردم با ابوبكر، كار تعيين زمامدار به ظاهر پايان يافت، امّا اين انتخاب عواقبي را به دنبال داشت كه هر چه مسلمانان از آن سال‏ها دورتر شدند، آثار نامطلوب آن بيشتر پديدار گشت. خاطره‏ي اختلاف و كشمكش‏هاي مسلمانان بر سر امامت و خلافت، خاطره‏اي تلخ و غم‏انگيز است. كدام فتنه‏اي بزرگتر از قرن‏ها اختلاف و كشمكش و خونريزي كه سنگ زير بناي آن در سقيفه گذاشته شد.
شهرستاني مي‏نويسد:
«هرگز در اسلام هيچ شمشيري به خاطر يك بنياد ديني، چون شمشيري كه به خاطر امامت كشيده شد، آهيخته نگرديد.»

دومین خطبه بدون نقطه

اَلْحَمْدُ لِلّهِ الْمَلِکِ الْمَحْمودِ الْمالِکِ الْوَدودِ، مُصَوِّرِ کُلِّ مَوْلودٍ وَ مَآلِ کُلِّ مَطْرودٍ.
ساطِحِ الْمِهادِ وَ مُوَطِّدِ الْاَطْوادِ وَ مُرْسِلِ الْاَمْطارِ وَ مُسَهِّلِ الْاَوْطارِ، عالِمِ الْاَسْرارِ وَ مُدْرِکِها وَ
مُدَمِّرِ الاَمْلاکِ وَ مُهْلِکِها وَ مُکَوِّرِ الدُّهورِ وَ مُکَرِّرِها وَ مُورِدِ الْاُمورِ وَ مُصْدِرِها، عَمَّ سَماحُهُ وَ
کَمُلَ رُکامُهُ وَ هَمَلَ وَ طاوَعَ السُّؤالَ وَ الْاَمَلَ وَ اَوْسَعَ الرَّمَلَ وَ اَرْمَلَ.

اَحمَدُهُ حَمْداً مَمْدوداً مَداهُ وَ اُوَحِّدُهُ کَما وَحَّدَ الاَوّاهُ، وَ هُوَ اللهُ لا اِلهَ لِلاُمَمِ سِواهُ وَ لا صادِعَ لِما عَدَّلَهُ
وَ سَوّاهُ.
اَرْسَلَ مُحَمَّداً عَلَماً لِلْاِسْلامِ وَ اِماماً لِلْحُکّامِ، مُسَدِّداً لِلرَّعاعِ وَ مُعَطِّلَ اَحْکامِ وَدٍّ وَ سُواعٍ، اَعْلَمَ وَ
عَلَّمَ وَ حَکَمَ وَ اَحْکَمَ وَ اَصَّلَ الْاُصولَ وَ مَهَّدَ وَ اَکَّدَ الوُعودَ وَ اَوْعَدَ، اَوْصَلَ اللهَ لَهَ الاِکْرامَ وَ اَوْدَعَ
روحَهَ السَّلامَ وَ رَحِمَ آلَهُ وَ اَهْلَهُ الْکِرامَ، مالَمَعَ رِئآلٌ وَ مَلَعَ رالٌ وَ طَلَعَ هِلالَ وَ سُمِعَ اِهْلالٌ.
اِعْمَلوا -رَعاکُمُ اللهُ- اَصْلَحَ الْاَعْمالِ وَ اسْلُکوا مَسالِکَ الْحَلالِ وَ اطرَحوا الْحَرامَ وَ دَعوهُ وَ
اسمَعوا اَمرَ اللهِ وَ عوهُ وَ صِلوا الْاَرْحامَ وَ راعوها وَ عاصوا الْاَهْواءَ وَ اَردَعوها وَ صاهِروا اَهْلَ
الصَّلاحِ وَ الْوَرَعِ وَ صارِموا رَهْطَ اللَّهْوِ وَ الطَّمَعِ وَ مُصاهِرُکُمْ اَطْهَرُ الْاَحْرارِ مولِداً وَ اَسْراهُمْ
سؤدُداً وَ اَحْلاهُمْ مَورِداً وَ ها؛ هُوَ اَمَّکُمْ وَ حَلَّ حَرَمَکُمْ مُملِکاً عَروسَکُم المُکَرَّمَةَ وَ ماهَرَ لَها کَما
مَهَرَ رَسولُ اللهِ اُمَّ سَلَمَةَ وَ هُوَ اَکْرَمُ صِهْرٍ اَوْدَعَ الْاَوْلادَ وَ مَلَکَ ما اَرادَ وَ ما سَها مُمَلِّکُهُ وَ لا وَهِمَ
وَ لا وُکِسَ مُلاحِمُهُ وَ لا وُصِمَ. اَسْئَلُ اللهَ لَکُم اِحمادَ وِصالِهِ وَ دَوامَ اِسْعادِهِ وَ اَلْهَمَ کُلّاً اِصْلاحَ حالِهِ
وَ الْاِعْدادَ لِمَآلِهِ وَ مَعادِهِ، وَ لَهُ الْحَمْدُ السَّرْمَدُ وَ الْمَدْحُ لِرَسولِهِ اَحْمَدَ.

ادامه نوشته

خطبه بدون نقطه

روزی عربی در مسجد کوفه و پس از نماز، برای ریشخند علی از او درخواست گفتن چند جمله بدون نقطه می‌کند، و او این خطبه را می‌خواند ، بی درنگ!!!!!!!!.


خطبه بدون نقطه

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ.
الواحدُ الاحدُ الأحَدُ الصَّمَدُ، لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ.
سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها، وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ دَحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ.
عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ، وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ.
وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ، وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ.
أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ، وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً.
ادامه نوشته

مختصری از شهادت حضرت رقیه (س)

طاهر بن عبدالله دمشقى گويد: من نديم آن لعين بودم و اكثر شبها براى او صحبت مى كردم و او را مشغول مى نمودم . شبى نزد آن ملعون بودم و قدرى هم از شب گذشته بود، پس به من گفت : اى طاهر! امشب وحشت بر من غالب است و قلبم در تپش افتاده و دلم از غصه و حزن پر شده ، بسيار اندوه و غصه دارم كه حالت نشستن و صحبت كردن ندارم . بيا سر من را در دامن گير و از افعال ناشايسته و گذشت من صحبت من و طاهر گويد: من سر نحس او را در دامن گرفتم . آن لعين به خواب رفت ، و سر نورانى سيدالشهدا عليه السلام در آن وقت در طشت طلا در مقابل ما بود. چون ساعتى گذشت ديدم كه ناگهان پرد گيان حرم محترم امام حسين عليه السلام از خرابه بلند شد. آن لعين در خواب و من در اندوه بودم ، كه آيا چه ظلم و ستم بود كه يزيد بدماب به اولاد بوتراب نمود؟
به طرف طشت نظر كرده ديدم كه از چشمهاى امام حسين عليه السلام اشك جارى شده است ، تعجب كردم ، پس ديدم آن سر انور به قدر چهار ذراع گويا بلند شد و لبهاى مباركش به حركت آمده و آواز اندوهناك و ضعيفى از آن دهان معجز بيان بلند گرديد كه مى گفت : ((اللهم هولا اولادنا و اكبادنا و هولا اصحابنا)) يعنى خداوندا، اينان اولاد و جگر گوشه من هستند و اينها اصحاب منند
طاهر گويد: چون اين حال را از آن حضرت مشاهده كردم وحشت و دهشت بر من غلبه كرد. شروع به گريه كردن كردم . به بالاى عمارت يزيد آمدم كه خرابه در پشت آن عمارت بود، خيال مى كردم شايد يكى از اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله فوت شده ، كه مرگ او باعث اين همه ناله وندبه شده است . وقتى بالاى قصر رسيدم ديدم تمامى اهل بيت اطهار عليه السلام طفل صغيرى را در ميان گرفته اند و آن دختر، خاك بر سر مى ريزد و با ناله و فغان مى گويد:
((يا عمتى و يا اخت ابى اين ابى اين ابى )) . يعنى : اى عمه ، واى خواهر پدر بزرگوار من ، كجاست پدر من ؟ كجاست پدر من ؟
ادامه نوشته

دفاع حضرت زهرا

دفاع از حريم ولايت

زهراي مرضيّه (س) در اثبات حق و مقابله با انحراف در رهبري امت اسلامي از هيچ كوششي فروگذار نكرد و اين امر را تكليف خود مي‏دانست. گاهي شب‏ها همراه علي(ع) به در خانه مهاجرين و انصار مي‏رفت و حمايت از ولايت و وصيّت رسول خدا(ص) را در يادها زنده مي‏كرد و آنان را به دفاع از حق همسرش در مسأله خلافت و حق خودش فرا مي‏خواند؛اگر چه چيزي جز كلام سرد و بي مهري نمي‏شنيد!
فاطمه(س) عنايت ويژه‏اي به مسأله دفاع از امامت و ولايت امام علي(ع) داشت و به عنوان يك وظيفه اجتماعي در قالب‏هاي مختلف روي آن اهتمام و جديّت مي‏ورزيد.
در قضيّه « فدك» آن چيزي كه جوهر اصلي كارها و پي‏گيري‏هاي دخت گرامي پيامبر بود، همان دفاع از حق ولايت حضرت امير مؤمنان علي(ع) بود.
صدّيقه طاهره(س) حركت و هدايت انسان‏ها را بدون امام، سكون و ساكت مي‏دانست و زمامداري زيان آلود و باطل نااهلان را باعث دور ماندن مردم از مسير «صراط مستقيم» مي‏دانست. بدين جهت دفاع از مقام امامت را سرلوحه مسؤوليت‏هاي خويش قرار داده بود و با تمام توان به ارائه رهنمودهاي شايسته و مبارزه با زرمداران و زور محوران مي‏پرداخت. او كتاب فضائل علي(ع) را در پنج محور بنيادين گشود تا فردا و فرداها همگان با مطالعه گفتار گران بار وي پي به حقايق هستي برند و راه را از بي راه‏ها تشخيص دهند.
در فصل نخست، علي(ع) را در برابر خداوند عبدي مخلص معرفي مي‏كرد كه بسياري از شب‏ها از شوق عبادت و ترس فراوان بر روي خاك نخلستان مدهوش مي‏شد.
در فصل دوم، او را نسبت به رسول خدا مي‏سنجيد و مي‏فرمود: علي (ع) بهترين جانشين پيامبر(ص) و دوست بي نظير رسول خداست.
در فصل سوم، سخن از امامت و ولايت اميرمؤمنان(ع) نسبت به امت اسلامي به ميان مي‏آورد و او را امامي ربّاني و الهي معرفي مي‏كند كه فقط و فقط او لياقت رهبري امت اسلام را خواهد داشت ؛ بنابراين علي(ع) را نخستين مسلمان و دين باور مي‏دانست، از اين رو وظيفه‏اي سنگين و خطير براي خويش نسبت به امام(ع) برمي‏شمرد و آن توصيف صفات و بركات بي پايان همسرش تا واپسين لحظات زندگي بود.
در فصل چهارم، هدايت و رهبري مولاي متقيان (ع) را چنان تأثير گذار مي‏ديد كه براي تحقق امامت و خلافت آن بزرگوار خود را آماده فداكاري نمود.
ادامه نوشته

امام(ع) بر می خیزد

از وقتی که امام حسین(ع) فهمید حقیقت مکتب اسلام زیر پرده ظلم و ستم و پنهانکاری شدید بنی امیه توسط مردم براحتی قابل تشخیص نیست و می دید در فضایی که هر چیزی برای به سکوت واداشتن و سست کردن مردم از قبیل تطمیع، تهدید، اعمال زور و... وجود دارد و مردم با وجود اینکه می دانستند بنی امیه از اسلام فاصله گرفته اراده حرکتی ندارند ؛ دیگر سخنرانی و ایراد خطابه فایده ای ندارد و این اراده سست مردم براحتی تحریک نمی شود تصمیم گرفت نظر خود را بمرحله اجرا درآورد. توضیح اینکه امت در زمان امام حسن(ع) در رهبری دچار شک و تردید شده بود و صلح روشی بود تا مردم رهبر واقعی را بهتر بشناسند؛ اما در زمان امام حسین(ع) امت دچار بی ارادگی شده بود و با اینکه می دانست رهبر واقعی امام حسین(ع) است و بنی امیه بنام اسلام بیشترین بدعت ها را در امت نهادند و لیاقت رهبری جامعه اسلامی را ندارند اما این امت دیگر خوار و ذلیل شده و مستضعف محسوب می شد و با یقین به لیاقت امام(ع) برای رهبری برای یاری او ناتوان بود. بقول فرزدق شاعر معروف: «دلهاشان با حسین اما شمشیرهاشان بر او بود.»

در چنین وضعی هفتاد مرد و زن با امام(ع) به استقامت برخاستند. امام وضع را تشخیص داده بود و می دانست لشگریان زیاد مانع او می شود و در این صورت پایان کار نزدیک است. امام(ع) می دانست که باید به چنین اقدامی دست زد او تنها کسی بود که می توانست به چنین اقدامی دست بزند و امت را بحرکت درآورد.

امام میدانست که جنگ ناعادلانه ی با او و شهادت مصیبت بارش می تواند امت خفته را تا حدودی بیدار کند و افکار غیر منطقی آنها در رابطه حکومت و قیام را از بین ببرد و با این کار نظر خود را به مردم برساند تا مردم خویشتن را در پیشگاه مکتب محاکمه ای آگاهانه بکند و با رهبری حکیمانه ، اراده آنانرا از شک و تردید برهاند و در چهارچوب شریعت اسلامی موضعی قاطع اتخاذ کنند.

تلاش هایی رویاروی انقلاب و قیام امام(ع) صورت گرفت و نصیحت ها شد تا به قیام اقدام نکند و عده ای کوشیدند تا امام(ع) را از رویارویی با حکومت یزید بازدارند زیرا شکست نظامی امام(ع) را قطعی می دانستند.

اما امام(ع) با بینش همراه با عصمت خود ، هدف خود را بخوبی می دانست و می دانست در حقیقت پیروز است، هرچند در ظاهر شکست نظامی بخورد و بعلت اندک بودن یاران ، همه آنان از بین بروند.

مدارک فراوانی نیز موجود است که دلالت میکند امام حسین(ع) به روشنی به آینده ای که در انتظارش بود آگاهی داشت تا جایی که به کسانی که او را اندرز داده و از مرگ می ترسانیدند مانند عبدالله بن عمر خطاب ، عبدالله بن زبیر، برادرش محمد حنفیه و... که می گفتند :« همانا تو محبوب ترین شخص نزد ما هستی و ما حاضریم با تو بیعت کنیم اما اگر قیام کنی و با حکومت بستیزی و دنبال بیعت مردم دیگر شهرها باشی ، خود وخانواده خود را در چنگال مرگ قرار داده ای.»

جواب می داد:« همانا من از زندگانی دست کشیده ام و خدا نیز می خواهد من کشته شوم . همانا من برای شورش و ستم قیام نمی کنم بلکه هدف من از قیام امر بمعروف و نهی از منکر و همچنین اصلاح امت جدم می باشد.»

حتی در جواب کسانی که او را از سرنوشت مرگبارش می ترساندند ، چنین پاسخ گفت:

«حتی اگر در لانه حشره ای از این حشرات باشم مرا از آنجا بیرون خواهند کشید تا مقصود خود را انجام دهند.»

همه این دلایل به علم امام حسین(ع) و یقین او اشارت است که می دانست در روزی موعود ، در زمین کربلا بقتل خواهد رسید. تا جایی که امام(ع) در آخرین خطبه خود در مکه به هنگام ترک این شهر برای حرکت بسوی عراق چنین فرمودند:

«از چیزی که بر قلم گذشته است نمی توان گریخت . خشنودی ما اهل بیت در خشنودی خداست، بر آزمایش او شکیبایی می کنیم و پاداش شکیبایان را در می یابیم.»

پیامک ویژه محرم

ای که حاجت ز حسین می طلبی

پرچم شاه به سوی حرم عباس است

...

قیامت بی حسین غوغا ندارد

شفاعت بی حسین معنا ندارد

حسینی باش كه در محشر نگویند

چرا پرونده ات امضاء ندارد

...

آبروی حسین به كهكشان می ارزد

یك موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم كه بگو بهشت را قیمت چیست

گفتا كه حسین بیش از آن می ارزد

...

پرسیدم:ازحلال ماه، چرا قامتت خم است؟

آهی كشید و گفت: كه ماه محرم است

گفتم: كه چیست محرم؟ با ناله گفت:

ماه عزای اشرف اولاد آدم است

...

اردوی محرم به دلم خیمه به پا كرد

دل را حرم و بارگه خون خدا كرد

...

محرم آمد و ماه عزا شد

مه جانبازی خون خدا شد

جوانمردان عالم را بگویید

دوباره شور عاشوار به پا شد

...

السلام ای وادی کرببلا

السلام ای سرزمین پر بلا

السلام ای جلوه گاه ذوالمنن

السلام ای کشته های بی کفن

...

کاش بودیم آن زمان کاری کنیم

از تو و طفلان تو یاری کنیم

کاش ما هم کربلایی می شدیم

در رکاب تو فدایی می شدیم

...

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود

دلها همه آماده ی پرواز شود

با بوی محرم الحرام تو حسین

ایام عزا و غصه آغاز شود

...

نازم آن آموزگاری را که در یک نصف روز

دانش‌آموزان عالم را همه دانا کند

ابتدا قانون آزادی نویسد بر زمین

بعد از آن با خون هفتاد و دو تن امضا کند

...

دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

...

باز محرم رسید، ماه عزای حسین

سینه‌ی ما می‌شود، كرب و بلای حسین

كاش كه تركم شود غفلت و جرم و گناه

تا كه بگیرم صفا، من ز صفای حسین

...

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

...

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

...

عالم همه قطره و دریاست حسین

خوبان همه بنده و مولاست حسین

ترسم كه شفاعت كند از قاتل خویش

از بس كه كَرَم دارد و آقاست حسین

انگشتری سوم خاتم

به گزارش خبرگزاري فارس، عليرضا قزوه در استقبال از ماه محرم قصيده‌اي با نام «انگشتري سوّم خاتم» سروده است. اين شعر به شرح زير است:

هنگام محرّم شد و هنگام عزا، هاي
برخيز و بخوان مرثيت كرببلا، هاي
پيراهن نيلي به تن تكيه بپوشان
درهاي حسينيه ي دل را بگشا، هاي
طبّال بزن طبل كه با گريه درآيند
طّبال بزن باز بر اين طبل عزا، هاي
زنجير زنان حرم نور بياييد
اي سلسله‌ها ، سلسله‌ها، سلسله‌ها، هاي
اي سينه زنان، شور بگيريد و بخوانيد
اي قوم كفن پوش، كجاييد؟ كجا؟ هاي
شمشير به كف، حيدر حيدر همه بر لب
خونخواه حسين آيد، درآييد هلا، هاي
كس نيست در اين باديه دلسوخته چون من
كس نيست در اين واحه به دلتنگي ما، هاي
اين داغ چه داغي ست كه طوفان شده عالم
آتش زده در جان و پر مرغ هوا، هاي
***
از كوفه خبر مي‌رسد از غربت مسلم
از كوفه و كوفي ببرم شكوه كجا؟ هاي
عباسِ علي تشنه و طفلان همه تشنه
فرياد و فغان از ستم قوم دغا، هاي
بازوي حرم، نخل جوانمردي و ايثار
عباس علي، حضرت شمع شهدا، هاي
آتش به سوي خيمه و خرگاه تو مي‌رفت
از دست ابالفضل چو افتاد لوا، هاي
با ياد جوانمردي عباس و غم تو
خورشيد جدا گريه كند، ماه جدا، هاي
خورشيد نه اين است كه مي‌چرخد هر روز
خورشيد سري بود جدا شد ز قفا، هاي
مي‌چرخد و مي‌چرخد و مي‌چرخد، گريان
هفتاد قمر گرد سرِ شمس ضُحي، هاي
خونين شده انگشتري سوّم خاتم
از سوگ سليمان چه خبر، باد صبا!؟ هاي
از داغ علي اصغر محزون، جگرم سوخت
با رفتن عباس، قدم گشت دو تا، هاي
ادامه نوشته

پیام غدیر را برسانیم 7

پیام غدیر

مثل غدیر

مثل غدیر

پیام غدیر را برسانیم 6

پیام غدیر را برسانیم 5

پیام غدیر را برسانیم 4

پیام غدبر 4

پیام غدیر را برسانیم 3

پیام غدیر 3

علي بن ابيطالب (ع) از ديدگاه رسول اکرم (ص)

علی ولی الله

علي بن ابيطالب (ع) از ديدگاه رسول اکرم (ص)
قال رسول الله (ص): « وَ الَّذِي بَعَثَنِي بِالْحَقِّ لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ عَبْدٍ فَرِيضَةً مِنْ فَرَائِضِهِ إِلَّا بِوَلَايَةِ عَلِيّ بن ابيطالب(ع) » به آن خدايي که مرا به حق به امر رسالت مبعوث کرد قسم مي خورم، خداوند هيچيک از اعمال و واجبات بندگانش را بدون ولايت علي بن ابيطالب (ع) قبول نمي کند.
و در حديث ديگري در خصوص کميت و ميزان اعمال بدون ولايت، مي فرمايند: « لَوْ أَنَّ عَبْداً جَاءَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ بِعَمَلِ سَبْعِينَ نَبِيّاً مَا قَبِلَ اللَّهُ ذَلِكَ مِنْهُ » اگر بنده اي به اندازه اعمال هفتاد پيامبر، عمل عبادي داشته باشد، خداوند بدون ولايت علي (ع) آن را قبول نمي کند.
براي اينکه اين مطلب واضح شود، در اينجا يک بحث مختصر اصولي بيان مي کنم.
ارتباط اجزاء يک حقيقت گاهي اقل و اکثر عددي است، و گاهي اقل و اکثر ارتباطي.
ارتباط عددي چگونه است؟ مثلا من به شما بدهکارم اما نمي دانم که ميزان آن 200 هزار تومان است يا 100 هزار تومان. در صورتيکه 100 هزار تومان بدهم و بعدا معلوم شود 200 هزار تومان بدهکار بوده ام، بميزان 100 هزار تومان حق را ادا کرده ام و 100 هزار تومان باقيمانده را بدهکار هستم و بر ذمه من است. به اين ارتباط، اقل و اکثر عددي مي گويند. اما اجزائي را هم داريم که به آن اقل و اکثر ارتباطي مي گويند، مانند اجزاء نماز. اتصال اجزاء يک نماز 4 رکعتي، يک اقل و اکثر ارتباطي است يعني اجزاء به هم مرتبط هستند. مثلا من بايد 4 رکعت نماز مي خواندم، دو رکعتش را خواندم، از نظر شرع انگار آن دو رکعت را هم نخوانده ام. زماني که دو رکعت از نماز را نخواندي، يعني هيچ نمازي را نخوانده اي. اقل و اکثر ارتباطي يعني اينکه جزء کم، مُکفي از جزء زياد نيست.

ادامه نوشته

پیام غدیر را برسانیم 2

پیام غدیر 2

علی(ع) در نظر خداوند

در قرآن کريم حدود پانصد آيه در باب فضائل اميرالمومنين علي (ع) آمده است. امشب کيستي علي (ع) را از نگاه هاي مختلف بيان مي کنيم.

علي (ع) در نظر خداوند
در روز 18 ذيحجه سال 10 هجري و در پي دستور آسماني « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ .... » پيامبر اکرم (ص) مأموريت يافتند که در حضور بيش از 120 هزار نفر، اميرالمومنين علي (ع) را بعنوان وصي و جانشين خود معرفي کنند. پيامبر نيز در خطبه اي مفصل، علي (ع) را معرفي کرده و فرمودند: « مَنْ كُنْتُ مَوْلَاهُ فَهذا عَلِيٌّ مَوْلَاهُ » هر که را من مولاي او هستم، علي(ع) مولاي او خواهد بود.
اين خبر به سرعت منتشر شد. افراد نسبت به اين فرمايش رسول اکرم (ص) مواضع مختلفي گرفتند. از جمله شخصي به نام حارث بن نعمان فهري است که در اطراف مکه زندگي مي کرد. خدمت رسول خدا (ص) رسيد و پس از سلام عرض کرد: اي رسول خدا ! در 23 سال گذشته ما را به يگانگي خداوند دعوت کردي که او را بپرستيم، ما نيز چنين کرديم. دست از خدايان قبلي خود برداشتيم و الله جل جلاله را پرستيديم. فرموديد که من فرستاده خدا هستم، ما هم قبول کرديم. براي ما نماز آوردي، بجا آورديم. دستور به روزه دادي، انجام داديم. دستور به حج دادي بجا آورديم. بارها در طول اين 23 سال دستور به جهاد دادي، ما نيز ملازم به رکابت بوديم. هر چه فرموديد اطاعت کرديم اما شنيده ام که به اينها راضي نشدي و دست پسر عمويت را گرفتي و او را به عنوان رهبر آينده جهان اسلام معرفي کردي؟

ادامه نوشته

پیام غدیر را برسانیم 1

پیام غدیر 1