فقیه اهل بیت علیه السلام مرحوم آیت الله تبریزی; نیز در سؤالی که از معظم له، در نسبت امام و قرآن می­پرسند، بر این نکته تأکید می­کنند. از ایشان درباره رأیی سؤال شده است که طبق آن اهل بیت: در نزد خداوند افضل از قرآن کریم دانسته شده است. ایشان پاسخ داده­اند:

قرآن بر دو امر اطلاق می­شود: نخست، نسخه چاپ شده یا خطی موجود در دست مردم؛ و دیگری آنچه به واسطه جبرئیل علیه السلام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است و نسخ چاپی یا خطی از آن حکایت می­کنند. این همان است که ائمه: جان خویش را برای بقای آن و عمل به آن قربانی نموده­اند. و این همان ثقل اکبر است و با بقای بعضی نسخ آن نیز باقی می­ماند. اهل بیت علیهم السلام ثقل اصغر هستند. اما نمی­توان قرآن را در معنای نخست که بر هر نسخه­ای اطلاق می­شود، با منزلت اهل بیت علیهم السلام مقایسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و این قرآن صامت و هنگام دوران امر بین حفظ امام علیه السلام و حفظ برخی نسخ چاپی یا خطی، پس حتما می­بایست بر حفظ امام اقدام نمود، چنان‌که این امر در قضیه صفین اتفاق افتاد.

طبق روایات وارده، ثقلین از همدیگر جدایی ناپذیرند. بدین جهت است که رابطه امام با قرآن، از منظر دیگری نیز نمود می‌یابد. طبق تصریح قرآن کریم، قرآن در دو مرحله تنزیل و انزال ابلاغ شده است. مرحله تنزیلی، مرحله تدریجی است و اختصاص به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دارد و در طول ۲۳‌سال دوره رسالت بر آن حضرت نازل شده است تا با بیان تدریجی احکام اسلامی، به جامعه تازه مسلمان، آنان را در موارد پیش رو راهنمایی کند. آیه شریفه «وَ قُرْآناً فَرَقْناهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلى‏ مُکْثٍ وَ نَزَّلْناهُ تَنْزِیلاً»، نزول تدریجى آن را بیان مى‏کند. اما علاوه بر این مرحله، قرآن به صورت انزال یک باره نیز از جانب خداوند نازل شده است. در سوره قدر بر این امر تصریح شده است: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ».

در جای دیگر بر وقوع انزال قرآن در شب قدر تأکید شده است: «وَ الْکِتابِ الْمُبِینِ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةٍ مُبارَکَةٍ»، طبق روایات اسلامی هر چند وقوع تنزیل قرآن یک مرحله بیش نبوده است؛ اما انزال قرآن همواره در شب قدر رخ می­دهد و تکرار می­شود. از این جهت یکی از مسائل مطرح در این زمینه ارتباط قرآن به عنوان ثقل اکبر با امام به عنوان ثقل اصغر است. مفسّران شیعی با تمسک به این مسأله، از نزول قرآن در شب قدر بر قلب مبارک امام سخن گفته­اند. شب قدر، شب تقدیر اعمال و نزول فرشتگان و روح است. مهبط و محل نزول قرآن، فرشتگان و روح، جز امام نخواهد بود و با توجه به استمرار این امر لازم خواهد بود تا همواره امام حضور داشته باشد و قرآن و تقدیر اعمال را دریافت کند. این امر حاکی از پیوند مجدد میان امام معصوم علیه السلام و قرآن کریم است. بدیهی است در عصر کنونی ـ که عصر ولایت و امامت حضرت ولی عصر(عج) می­باشد ـ قرآن با آن حضرت عجین گشته و آن حضرت قرآن ناطق است. صاحب تفسیر نور الثقلین همراه با دیگر مفسران شیعی، استناد نموده­­اند که بدون وجود امام، شب قدر نیز امکان پذیر نخواهد بود. وجود شب قدر، به عنوان شب نزول قرآن و نازل شدن ملائکه و روح، دلیل بارزی برای وجود امام و عدم جدایی ثقل اکبر و ثقل اصغر است.

در روایات مختلفی با شب قدر بر ضرورت امامت احتجاج شده است. در حدیثی امام باقر علیه السلام فرمود: «یا معشر الشیعة! خاصموا بسورة إِنّا أَنْزَلْناهُ تفلحوا، فواللَّه أنّها لحجّة اللَّه تبارک و تعالی علی الخلق بعد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله وأنّها لسیّدة دینکم وأنّها لغایة علمنا. یا معشر الشیعة! خاصموا بحم وَ الکِتابِ المُبِینِ… فإنّها لولاة الأمر خاصّة بعد رسول اللَّه…»؛ «ای جماعت شیعه! با خصم خود به سوره «انا انزلناه» محاجّه کنید که پیروز خواهید شد. پس سوگند به خدا که این سوره از برای حجت خداوند ـ تبارک و تعالی ـ بعد از رسول است. این سوره همانا مدرک دین شما و نهایت علم ما است. ای جماعت شیعه! با آیه «حم و الکتاب المبین…» احتجاج کنید؛ زیرا این آیات اختصاص به والیان امر بعد رسول خدا دارد…». و نیز فرمود: «وأیم اللَّه! إنّ من صدّق بلیلة القدر، لیعلم أنّها لنا خاصّة…»؛ «به خدا سوگند؛ همانا هر کس تصدیق کند لیلة القدر را، علم پیدا می‏کند که از برای ما است…».

رسول خدا صلی الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: «آمنوا بلیلة القدر، إنّها تکون لعلیّ بن أبی طالب و لولده الأحد عشر من بعده»؛ «به لیلة القدر ایمان آوردید؛ زیرا برای علی بن ابی طالب و یازده فرزند بعد از او است». امیرالمؤمنین علیه السلام به ابن‏عباس فرمود: «إنّ لیلة القدر فی کلّ سنة، وأنّه ینزل فی تلک اللیلة أمر السنة وأنّ لذلک الأمر ولاة بعد رسول اللَّه صلی الله علیه و آله فقلت: من هم؟ فقال: أنا وأحد عشر من صلبی أئمّة محدّثون…»؛ «همانا در هر سال لیلة القدر است، در آن شب امر یک سال نازل می‏شود. برای آن والیانی است بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله. ابن عباس می‏گوید: عرض کردم: آنان چه کسانی اند؟ حضرت فرمود: من و یازده نفر از صلب من که همگی امام و محدث‌اند».

رابطه حضرت مهدی(عج) با قرآن کریم، تنها به این امور ختم نمی­شود. موارد فوق در تمامی اهل بیت عصمت و طهارت جاری بوده است. اما رابطه امام با قرآن کریم، تجلی خاصی نیز در عصر ظهور دارد. چنین رابطه­ای به حضرت مهدی(عج) اختصاص دارد. در روایات اسلامی تأکید شده است که آن حضرت احیاگر قرآن است. این احیا گری در راستای اصلاحات دینی و فرهنگی و نوسازی جامعه اسلامی است. مجموع این نوسازی‌ها و بازسازی‌ها گاه آن چنان زیاد و دگرگون کننده است که در پاره ای از روایات اسلامی، از آن به «دین جدید» و «کتاب جدید» تعبیر شده است. در روایتی از امام صادق علیه السلام در کتاب «اثبات الهداة» نقل شده است: «اذا خرج القائم یقوم بامر جدید، و کتاب جدید، و سنّة جدیدة و قضاء جدید»؛ هنگامی که قائم خروج کند امر تازه، کتاب تازه، روش تازه و داوری تازه ای با خود می آورد».

تازگی این برنامه ها و روش‌ها و داوری‌ها، نه به خاطر آن است که مذهب جدیدی با خود می­آورد، بلکه آن‌چنان اسلام را از میان انبوه خرافات، تحریف‌ها، تفسیرهای نادرست و تلقّی‌های غلط بیرون می­آورد که بنایی کاملا نو و جدید جلوه می کند. همچنین تازگی کتاب نه مفهوم آن است که یک کتاب آسمانی جدید بر او نازل شود، چرا که امام قائم است و حافظ دین، نه پیامبر و آورنده آیین و کتاب جدید؛ بلکه قرآن اصیل فراموش شده را چنان از زوایای تحریف‌های معنوی و تفسیرهای نادرست بیرون می کشد که می توان نام کتاب جدید بر آن گذاشت بدین سان جدایی ناپذیری و شراکت قرآن با امام معصوم علیه السلام در این عصر ظهور، مجددا تجلی خواهد یافت و آن حضرت احکام قرآن کریم را بر روی زمین زنده خواهد نمود.

برگرفته از سایت: المهدویه