شعر آیت‌الله‎خامنه‌ای برای امام زمان(عج)

دل را ز بی خودی سر از خود رمیدن است
جان را هوای از قفس تن پریدن است

از بیم مرگ نیست که سرداده ام فغان
بانگ جرس زشوق به منزل رسیدن است

دستم نمی رسد که دل از سینه برکنم
باری علاج شکر گریبان دریدن است

شامم سیه تر است ز گیسوی سرکشت
خورشید من برآی که وقت دمیدن است

سوی تو ای خلاصه گلزار زندگی
مرغ نگه در آرزوی پرکشیدن است

بگرفته آب و رنگ زفیض حضور تو
هرگل دراین چمن که سزاوار دیدن است

با اهل درد شرح غم خود نمی کنم
تقدیر قصه دل من ناشنیدن است

آن را که لب به جام هوس گشت آشنا
روزی (امین) سزا لب حسرت گزیدن است

مایه امنیت

امام مهدی علیه السلام : 

إنـّى لَأمـانٌ لِأهـْلِ الْأرْضِكَما أنَّ النُّجُومَ أمانُ لِأهْلِالسَّماءِ؛

مـن مـايـه امنـيت زميـنيان هسـتم،همانطور كه ستارگان موجب امنيت آسمانيانند.

بحارالانوار: ج53، ص181


امام مهدی(عج) شریک قرآن 2

فقیه اهل بیت علیه السلام مرحوم آیت الله تبریزی; نیز در سؤالی که از معظم له، در نسبت امام و قرآن می­پرسند، بر این نکته تأکید می­کنند. از ایشان درباره رأیی سؤال شده است که طبق آن اهل بیت: در نزد خداوند افضل از قرآن کریم دانسته شده است. ایشان پاسخ داده­اند:

قرآن بر دو امر اطلاق می­شود: نخست، نسخه چاپ شده یا خطی موجود در دست مردم؛ و دیگری آنچه به واسطه جبرئیل علیه السلام بر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله نازل شده است و نسخ چاپی یا خطی از آن حکایت می­کنند. این همان است که ائمه: جان خویش را برای بقای آن و عمل به آن قربانی نموده­اند. و این همان ثقل اکبر است و با بقای بعضی نسخ آن نیز باقی می­ماند. اهل بیت علیهم السلام ثقل اصغر هستند. اما نمی­توان قرآن را در معنای نخست که بر هر نسخه­ای اطلاق می­شود، با منزلت اهل بیت علیهم السلام مقایسه کرد؛ بلکه امام قرآن ناطق است و این قرآن صامت و هنگام دوران امر بین حفظ امام علیه السلام و حفظ برخی نسخ چاپی یا خطی، پس حتما می­بایست بر حفظ امام اقدام نمود، چنان‌که این امر در قضیه صفین اتفاق افتاد.

طبق روایات وارده، ثقلین از همدیگر جدایی ناپذیرند. بدین جهت است که رابطه امام با قرآن، از منظر دیگری نیز نمود می‌یابد. طبق تصریح قرآن کریم، قرآن در دو مرحله تنزیل و انزال ابلاغ شده است. مرحله تنزیلی، مرحله تدریجی است و اختصاص به ساحت مقدس پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله دارد و در طول ۲۳‌سال دوره رسالت بر آن حضرت نازل شده است تا با بیان تدریجی احکام اسلامی، به جامعه تازه مسلمان، آنان را در موارد پیش رو راهنمایی کند.

ادامه نوشته

امام مهدی(عج) شریک قرآن 1

یکی از آموزه­های مهم در تفکر اسلامی، نقش و جایگاه امام معصوم علیه السلام است.در روایات مختلف و متعددی که در مجامع شیعی و سنی نقل شده است، معرفت به امام، جدا کنندة اسلام و جاهلیت دانسته شده است.

یکی از آموزه­های مهم در تفکر اسلامی، نقش و جایگاه امام معصوم علیه السلام است.در روایات مختلف و متعددی که در مجامع شیعی و سنی نقل شده است، معرفت به امام، جدا کنندة اسلام و جاهلیت دانسته شده است.علاوه بر این جایگاه رفیعی که برای امام معصوم علیه السلام مطرح است، سخن دیگر در نسبت و رابطه امام معصوم علیه السلام با قرآن کریم است. در روایات مختلفی امام «شریک القرآن» معرفی شده است. در یکی از زیارت‌های امام حسین علیه السلام امام شریک قرآن خطاب شده است:

السلام علیک یا امین الرحمن، السلام علیک یا شریک القرآن، السلام علیک یا عمود الدین، السلام علیک یا باب حکمة رب العالمین، السلام علیک یا عیبة علم الله، السلام علیک یا موضع سر الله، السلام علیک یا ثار الله و ابن ثاره والوتر والموتور السلام علیک وعلى الارواح التى حلت بفنائک.

علامه حلی نیز در استدلالی کلامی بر لزوم امامت، امام را شریک قرآن در تبیین احکام دین دانسته است. از نظر وی یکی از دلایل نیاز به امام شراکت وی، در هدایت گری قرآن است. در استدلال هفتاد و نهم وی بر امامت، بر دو نکته ضرورت وجود امام و عصمت وی تمرکز شده است. استدلال وی در کتاب الالفین چنین است:

ادامه نوشته

مهدی (عج) یعنی

مهدي يعني زاده‌ي شهر ولا

مهدي يعني گلرخي از سامرا

مهدي يعني دلبري از جنسِ نور

يكّه تازِ عرصه‌ي وقتِ ظهور

مهدي يعني دلستانِ عاشقان

دلبر شيرين بيانِ عاشقان

مهدي يعني سينه‌اي پر ماجرا

گشته بر عشقش دلِ دل مبتلا

مهدي يعني هست و بود خستگان

مرز ايمان، حضرت صاحب زمان

مهدي يعني چشم ما و انتظار

عقده‌هاي ديدن و صبر و قرار

مهدي يعني مردي از رنگِ خدا

آن كه عالم را دهد روزي ندا

مهدي يعني دشمنان را التهاب

عشق زهرا و عزيز بوتراب

مهدي يعني پاره‌ي قلبِ بتول

نامِ او همنام با نامِ رسول

مهدي يعني هم محمّد هم علي

حجت الله است بعدِ عسگري

مهدي يعني لاله‌ي نرگس نشان

مي‌رود دل سوي او دامن كشان

مهدي يعني دلرباي ما همه

آن كه گيرد انتقامِ فاطمه

مهدي يعني ناله‌ي هر شام و روز

جمعه شبها و بقيه و اشك و سوز

مهدي يعني روشني در شامِ تار

شيعه و وقتِ ظهورش، افتخار

امامان این امت 12 نفرند

 

دانلود

بیا بیا گل نرگس

بیا بیا گل نرگس که بی وفای تو نیست
همان که گفته "نیا"، آن "نیا" برای تو نیست

بیا بیا گل نرگس غلط بگفته کسی
دلش گرفته به والله که بی ولای تو نیست

بیا بیا گل نرگس فدای آمدنت
شفای دل! به دلم کس دمی به جای تو نیست

بیا بیا گل نرگس اگرچه اشک دو چشم
بریختم سر راهت ولی به پای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که طبع ما شکفد!
به گاه آمدنت شعر بی رضای تو نیست

بیا بیا گل نرگس که چشم های به راه
سپید شد ز غم هجر! آن عبای تو نیست؟

من کجایم ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

من کجایم ؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA آسمان مه الود است صدایم را گوشی نمی شنود گویی ظلمت و تاریکی تمام وجود مردم را در خود کشیده است سرمای وجودشان روحم را می ازارد سایه ای از ابر سیاه آسمان را پوشانیده است صدایی از دور به گوش می رسد: ((راه را اشتباه نروید ، راه را اشتباه نروید)) به نظر پیر مردی رنج دیده می امد به نظر او با دیگران متفاوت است در دستانش جواهر ها وگل های رنگی می درخشند همه او را می بینند ولی بی توجه از کنارش می  گذرند حتی به صورتش با بی اعتنایی خاک نیز پرتاب می کنند یکی از ان تیره دلان که از شدت زشتی نمی توانستم او را بنگرم،مشتی به صورتش می کوبد و او به زمین پرتاب می شود به او نزدیک می شوم دستم را به سویش دراز می کنم ابتدا با تعجب مرا می نگرد پس از کمی تأمل دستانم را می گیرد ارام بلندش می کنم با حالت عجز والتماس از من سؤال می کند: غریبه ای ؟ پاسخ دادم: نمی دانم فکر کنم بله، از کجا می دانید؟ می گوید: تا به حال تو را ندیده بودم. صدایش گرمایی به وجودم می بخشید. باد سرد و آزار دهنده ای از پشت سرم می وزید صورتم را برگرداندم و آن طرف را نگریستم . همه به یک سمت حرکت می کردند جمعیت از دور بسان پارچه ی سیاهی بود که همراه با حرکت باد تکان می خورد از پیرمرد پرسیدم ان ها به کجا می روند گفت به سمت تاریکی وذلت ، خفت و خواری هر چه فریاد می زنم پنبه ها را از گوش بیرون نمی کشند صدای هولناکی لرزه در بدنم افکند ناگاه اسمان رنگی کبود به خود گرفت نوری ناخو شایند و سرخ رنگ از دور به چشم می خورد پیرمرد مرا به زیر ابای خود کشید و به سرعت شروع به دویدن کرد تعجب کردم او مگر پیر نیست پس چگونه می دود ؟ اندکی ابایش را کنار زدم  وای خدایا من بدون داشتن بال در اسمان پرواز می کردم پیرمرد از من خواست چشمانم را ببندم احساس می کردم باید به حرف هایش گوش کنم زیبایی سخنانش ان حس را به من داده بود .

ادامه نوشته

نامه ای در عالم رؤیا

پیام ملکوتی حضرت مهدی (عج)

نامه ای در عالم رؤیا

آری ای خدای مهربان ! ای خدای مهدی ! دیگر به دشمنان اسلام و انسان اجازه مده که با اعمال قبیح خود بیشتر از این حق مظلومان را ضایع کنند و در محضرت به کشتن بندگان تو مبادرت ورزند ,  همانان که از خشم تو پروردگار عالمیان هراسی نداشته و برای روحیه ی اعمال پلیدشان این و آن را با تفسیر به رأی همراه خویش کرده تا به جنایات بیشتری دست بزنند.

خدایا ! ای خدایی که عاشقانت , محبانت , بندگانت , چه مؤمن و چه کافر به تو امید بسته اند تو را به حرمت هرکس که در نزدت عزیز است دیگر برای نجات بشر پابرهنه و اسیر و ظلم حاکمان جور تقدیری مقدر کن تا همگی نجات یابند , آخر آنان به خواست تو خدای مهربان به این دنیا آمده اند و در تمام امور امید به عنایات تو دارند , باشد به امید خودت که امید همه ما هستی هر چه زودتر همگان را از این هممه غم و نگرانی نجات داده و انشاءالله ما بندگان حقیرت آن نامه سرگشاده را در عالم شهود بخوانیم که نویدی برای همه ی مؤمنان و مستضعفان جهان است , ناممه ای که از جانب یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی موعود در عالم رؤیا این چنین نگاشته شده است :

(جاع الحق و زهق الباطل )

«بدانید من حق هستم و شیطان و دشمنان خدا باطل هستند , براستی که آنان از هلاک شوندگانند .

آمدم تا ناباوران باور کنند .

آمدم تا ناامیدان بدانند که می آیم .

آمدم تا امر به معروف و نهی از منکر برپا گردد .

آمدم تا مرهم دل , دلشکستگان باشم .

آمدم تا داد مظلومان ستانم .

آمدم تا سکوت مؤمنان شکسته شوند .

باشد شب سیاه مؤمنان به روز روشن مبدل گردد .»

آری , امید است شب سیاه همه مؤمنان و دردمندان عالم به روز روشن مبدل گردد و به امید خدا با وقوع رستاخیز صغری نهال آرزوهایمان به بار نشیند و انتظار منتظران با ظهور آقا امام زمان به پایان رسد , تا در حضور ایشان پایان اسارت مظلومان عالم را جشن گیریم و شکفتن شکوفه های پیروزی را تماشا کنیم و استقرا و شوکت دولت منصور را شاهد باشیم . ان شا ءالله

 

دلم قرار نمی گیرد از فغان، بی تو

دلم قرار نمی گیرد از فغان،بی تو             سپندوار،ز کف داده ام عنان،بی تو

ز تلخ کامی دوران نشد دلم فارق            زجام عیش،لبی تر نکرد جان بی تو

چوآسمان مه آلوده ام زدلتنگی ام           پر است سینه ام از اندوه گران بی تو

نسیم صبح نمی آورد ترانه ی شوق       سر بهار ندارند ، بلبلان بی تو

لب ازحکایت شب های تار می بندم       اگر امان دهدم چشم خونفشان بی تو

ازآن زمان که فروزان شدم زپرتوعشق      چو ذره ام به تکاپوی جاودان بی تو

گزاره ی غم دل را مگر کنم چو"امین"      جدا  زخلق،به محراب جمکران بی تو

           

 شعر از: "آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب"

ظهور از مسلمات است

ظهور مردى از خاندان رسالت، به منظور برپايى حكومت عدل جهانى، در آينده تاريخ بشر (آنگاه كه جهان پر از ظلم و جور مى‏گردد) يكى از مسلمات عقايد اسلامى است كه جمهور مسلمانان بر آن اتفاق دارند و احاديثى كه در اين مورد نقل شده به حد تواتر مى رسد. طبق محاسبه محققين، تعداد 657 روايت در اين باره وارد شده است، كه از آن ميان تنها به نقل حديث از مسند احمد بن حنبل بسنده مى كنيم.

پيامبر گرامى - صلى الله عليه واله و صلم - فرمودند: «لو لم يبق من الدنيا الا يوم واحد لطول الله ذلك اليوم حتى يخرج رجل من ولدى فيملاها عدلا و قسطا كما ملئت ظلما و جورا»: اگر از عمر جهان جز يك روز باقى نمانده باشد، خداوند آن روز را به قدرى طولانى مى كند تا مردى از فرزندان من قيام نمايد و دنيا را از عدل و قسط پر سازد، همان گونه كه با جور و ستم پر شده است.

بنابراين قيام و ظهور مردى از خاندان پيامبر در آخر الزمان مورد اتفاق عموم مسلمانان - از شيعه و سنى - است.

خصوصيات اين مصلح جهانى در روايات اسلامى كه فريقين به نقل آنها پرداخته اند به شرح زير بيان شده است:

1 . از اهل بيت پيامبر اكرم صلى الله عليه واله و سلم است 389 روايت

2 . از فرزندان امير المؤمنين على عليه السلام است 214 روايت

3 . از فرزندان فاطمه زهرا عليهما السلام است 192 روايت

4 . نهمين فرزند از اولاد امام حسين عليه السلام است 148 روايت

5 . از فرزندان امام زين العابدين عليه السلام است 185 روايت

6 . از فرزندان امام حسن عسكرى عليه السلام است 146 روايت

7 . دوازدهمين امام از ائمه اهل بيت عليهم السلام است 136 روايت

8 . رواياتى كه از ولادت او گزارش مى دهد 214 روايت

9 . عمر طولانى خواهد داشت 318 روايت

10 . غيبت طولانى خواهد داشت 91 روايت

11 . به هنگام ظهور او اسلام جهانگير مى شود 27 روايت

12 . زمين را پر از عدل و داد مى كند 132 روايت

بنابر روايات فوق، وجود چنين مصلح جهانى در آينده تاريخ بشر از ديدگاه روايت اسلامى امرى مسلم و غير قابل ترديد است: آنچه مورد اختلاف مى باشد اين است كه آيا از مادر متولد شده و هم اكنون در قيد حيات است، يا در آينده به دنيا خواهد آمد؟ شيعه و گروهى از محققان اهل سنت طرفدار رأى نخست بوده و معتقدند كه آن حضرت در سال 255 هجرى قمرى از مادر متولد شده و هم اكنون در قيد حيات است، ولى گروهى از اهل سنت مى‏گويند وى در آينده متولد خواهد شد.

منبع : منشور عقايد اماميه صفحه 174 استاد جعفر سبحانى

به نقل از وبلاگ آیت

موعود در ادیان ایران باستان

اشاره:
اميد بشر به ظهور نجات بخشي يگانه و در هم کوبندة تمام آثار ظلم و نفاق در جهان، چنان در ميان اديان گوناگون در اقصي نقاط جهان پررنگ و هويداست که بي‌شک مي‌توان انديشة موعودگرايي را وجه اشتراک عمده اي براي اديان اصيل و ريشه دار کلّ تاريخ برشمرد. اصولاً حضور انديشة ظهور منجي در ساختار کلّي اديان نشانگر نوعي پختگي و اصالت در آنهاست، چه دستورات آن دين علاوه بر ارائة دستورات و شرايعي براي پايبندي متديّنان بدان، آغاز و انجام جهان را نيز به خوبي به تصوير کشيده و با قرار دادن جايگاهي براي ظهور منجي تاريخ، حيات بشر را با بازگشت به اصالت‌هاي نيک سرشت و پاک‌ترين پديده‌هاي زندگي بشري، به انجام مي‌رساند.

هدف مقالة حاضر تبيين و واکاوي جايگاه موعود و انديشه موعودگرايي در ميان اديان ايراني، به ويژه دين زردشتي و به تبع آن دين مانوي و مزدکي است. ليکن در اين سطور به ارائة شمّه‌اي کلان و کلّي‌نگر به چرايي، چگونگي و فلسفة حضور موضوع ظهور منجي در اين اديان خواهيم پرداخت.

  • سوشيانس، موعود زرتشت

در متون اصيل زردشتي، به ويژه اوستا، منجي دين زردشت «سوشيانس» ناميده شده است، اين عبارت ترکيبي از ريشة کلمة پهلوي «سو»، به معناي سود و منفعت است.۱ شايد بتوان در ميان متون کهن پهلوي ـ اوستايي معاني ديگري را نيز براي اين گزاره يافت، ليکن آنچه در اين ميان از اهميت بيشتري برخوردار است موارد اطلاق اين مفهوم و نحوة بهره‌برداري متون شرعي و مذهبي دين زردشتي از آن است. به درستي نمي‌توان موارد متعدّد اطلاق سوشيانس را در متون زردشتي احصاء نمود، براي نمونه در جايي از اوستا سوشيانس‌ها سه تن انگاشته شده‌اند که بنا بر جهان‌بيني دين زردشت که زمان کلّي عالم را به چهار بخش عمده سه هزار ساله تقسيم مي‌کند و هريک از سوشيانس‌ها در نقاط عطف انتقال و تبديل اين بخش‌ها به يکديگر به وظيفة خويش عمل مي‌کنند.۲ از سويي ديگر گاه سوشيانس به امري مفرد و واحد اطلاق شده که در اين صورت منظور «سوشيانس سوم» خواهد بود.۳

ادامه نوشته

بشارت

یا ابا صالح المهدی

 

بشارت
غروب عمر شب انتظار نزديك است
طلوع مشرقى آن سوار نزديك است
 دلم قرار نمى­گيرد از تلاطم عشق
 مگو «براى چه؟»، وقت قرار نزديك است
 اگر كه در كف ديوارها گل و لاله است
 عجيب نيست كه ديدار يار نزديك است
 بيا كه خانه تكانى كنيم دلها را
 از انجماد كسالت، بهار نزديك است
 بيا! چو لاله تنت را به زخم آذين بند
بيا و زود بيا! روز بار نزديك است
 فريب خويش مده، تشنگيت خواهد كشت
 دو گام پيش بنه، چشمه سار نزديك است
 در آسمان پگاه آن پرنده را ديدى؟
 اسير موج نگردى، كنار نزديك است


«سهيل محمودي»

به ما نگفتند

به ما نگفتند

سيد مهدى شجاعى

راستش را به ما نگفتند يا لااقل همه راست را به ما نگفتند.

گفتند: تو كه بيايى خون به پا مى­كنى،جوى خون به راه مى­اندازى و از كشته پشته مى­سازى و ما را از ظهور تو ترساندند.

درست مثل اينكه حادثه­اى به شيرينى تولد را كتمان كنند و تنها از درد زادن بگويند.

ما از همان كودكى، تو را دوست داشتيم. با همه فطرتمان به تو عشق مى­ورزيديم و با همه وجودمان بى­تاب آمدنت بوديم.

عشق تو با سرشت ما عجين شده بود و آمدنت ، طبيعى­ترين و شيرين­ترين نيازمان بود.

اما ... اما كسى به ما نگفت كه چه گلستانى مى­شود جهان ، وقتى كه تو بيايى.

همه، پيش ازآنكه نگاه مهرگستر و دستهاى عاطفه تو را توصيف كنند، شمشير تو را نشانمان دادند.

آرى ، براى اينكه گلها و نهالها رشد كنند، بايد علفهاى هرز را وجين كرد و اين جز با داسى برنده و سهمگين ، ممكن نيست.

ادامه نوشته

سخنرانی پیرامون انتظار

اینم چندتا سخنرانی از رهبری پیرامون مبحث انتظار که بصورت فایل زیپ هستش

دانلود

انتظار

انتظار چيست؟
در اين بحث با بيان معناي دقيق انتظار، اين واژه را از ابهام خارج کرده تا بتوانيم بصورتي کاربردي در زندگي خود پياده کنيم.
انتظار، تحوّل و جوشش دروني است مبتني بر يک عقيده، که لازمه ي آن عقيده عمل است. چنانکه در روايات آمده است: « أَفْضَلُ أَعْمَال إنْتِظَارُ الْفَرَجِ » انتظار فرج يک عمل و يک فعل به حساب مي آيد. به بيان ديگر بايد انتظار منجر به حرکت شود و در حد عقيده باقي نماند. البته در شارع مقدس، هر عملي بايد مبتني بر يک عقيده باشد و هر ايدئولوژي و راه و روشي بايد بر اساس يک جهان بيني و يک اعتقاد شکل بگيرد. بنابراين انتظار مقوله اي مرکب از دو عنصر است: 1- عقيده، 2- عمل. در روايت آمده: « أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَجِ » چون نفس انتظار به امام زمان (عج) بازمي گردد و امامت، اتمام و اکمال دين است، پس در حقيقت انتظار، عبادت محسوب مي شود.
با ذکر اين مطالب به اين نتيجه رسيديم که انتظار بايد بر اساس عقيده باشد و براساس آنچه از متون ديني به دست آمده، منتظر بايد پنج عقيده نسبت به امام زمان (عج) داشته باشد که به بيان آن مي پردازيم:

ادامه نوشته

در جمعه ای روشن

                                      در جمعه ای روشن

 

چنان پيچيده در دشت دلم امشب طنين سبز آوايت

که ديگر دل نميبندم به چيزي جز به آهنگ غزلهايت

 

تو را ميخواهم از جان بيشتر، بالا بلند آسمان در مشت!

بيا از پرده، بيرون يک تبسّم تا شوم محو تماشايت

 

بيا، اي چشمهايت جنت المأوا، که در دنياي وانفسا

پريشانم، پريشانم، پريشانتر از آن زلف چليپايت

 

شب آمد، سايه گستر شد، کبوتر در دل آيينه پرپر شد

بيا تا عالم و آدم ببيند ضرب شصت حيدر آسايت

 

يقين دارم که ميآيي; نسيمي سبزپوش اين را بشارت داد

ولي آخر به کشتن ميدهد ما را، همين امروز و فردايت!

 

بهار پر تپش درسينه ات، نبض زمان در دست تو، افسوس

ـ نمي فهمند اين دجّال باورها، بهار بکر معنايت

 

هلا، زيباتر و بشکوه تر از ماه و اقيانوس نا آرام

بيا تا من ببوسم، دستها، آن شاخه ي سرسبز طوبايت

 

هزار اللّه اکبر بر تو، اي معناي ناب سوره ي والشّمس!

صراط المستقيم است آن نگاه دلنشين روح افزايت

 

صلاحت مي چکد از آيه ي خال لبت در شهر آيينه

چه عطري ميوزد اي نازنين از مصحف رخسار زيبايت!

 

«چه خوش باشد که بعد از انتظاري »ناگهان در جمعه اي روشن

«به اميدي رسد اميدواري» چون ببيند ماه سيمايت

 

جليل دشتي مطلق

صبح بی تو

صبح بي تو  

 

صبح بي تو رنگ بعداز ظهر يک آدينه دارد

بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد!

 

بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي

عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد؟!

 

جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو، اما

خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد

 

خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد

عشق با آزار، خويشاوندي ديرينه دارد!

 

در هواي عاشقان پر ميکشد با بي قراري

آن کبوتر چاهي زخمي که او درسينه دارد

 

ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد

آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد

 

قيصر امين پور

در چشم هایم حلقه میزند انتظار

                                    در چشمهایم حلقه میزند انتظار

در چشمهایم حلقه میزند انتظار تو که در  شمالی ترین نقطه دلم به بهار نشسته ای. این همه غزل و این همه بی قراری برای نبودنت کم است. پنجره ها  به رؤیای بی پایانشان تا کی خیره شوند و ثانیه ها تا چند بهار دیگر بی شکوفگی خویش را بر مدار نبودنت بگردند. می دانی , دل شوره و دلواپسی , دل نگرانی و چشم انتظاری سهم هر روزه ی عاشقیمان است . دستهایمان در زلال دعا قطره قطره ندبه را اشک میشوند و آدینه ها در سکوت ممتد , سمات های دل تنگی را پلک میزنند ... غروب طعم خاطره ی سرخی است که در تقدیم آدینه های نبودنت ثبت خواهد شد . خورشید تاب تابیدن ندارد وقتی نام تو در آسمان به تلاوت می نشیند . تو موعودی و روزی از ورای ابرهای انتظار با پرچمی از عدل و مهربانی طلوع می کنی . تو موعودی و در جامعه ای سر به زیر غبار , آینه های دل تنگی مان را می زدایی . چقدر برای دیدنت واژه ها قطار کردیم و در دوازدهمین کوچه , گلهای نرگس را شاعر شدیم . ای اتفاق نورانی , از چشم انتظاری , روزهای بی تو را خیس اشک می کنم . شمعدانی ها پا به پای لحظه های ما قد می کشند , باران در نزدیکی روزهای بی تو می بارد و آسمان حجم آبیش را به رنگین کمان با تو می سپارد . تا کی تقویم تنهاییمان آدینه های بی تو را ورق می زند . چقدر آدینه های بی حضورت خاموش است بیا ... بیا و آدینه ها را با شمیم بودنت بیارای و دستهایمان را از آسمان لبریز کن .

بیا ... بیا و پاسخ ندبه های عاشقانمان باش , گلهای محمدی  از عطر آمدنت صلوات می فرستند و نرگس ها چشم به راه ,  طولانی ترین ثانیه ها را انتظار می کشند

«ای زمان جاری                            ای دوازدهمین نور                                 بیا که منتظریم »

اثبات امام زمان(عج)

اینم یه کتاب که با استفاده از قرآن و عقل و برهان وجود امام زمان(عج) را اثبات کرده است. دلایل خوبی برای اثبات وجود امام زمان(عج) آورده است. این کتاب را از دست ندهید.

دانلود

کتاب عصر ظهور

کتاب عصر ظهور جناب آقای علی کورانی رو برای دانلود گذاشتم امیدوارم خوشتون بیاد. سعی کنید این کتاب رو بخونید تا با شرایط زمان ظهور آقا امام زمان(عج) بیشتر آشنا شید

 دانلود

علائم ظهور

                   و قُل رَّبِّ اَنزِلنِی مُنزَلاً مُبارَکاً وَاَنتَ خَیرُ المُنزِلیِنَ
پروردگارا مرا به منزل مبارک فرود آور که تو بهترین کسی که بارها به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.(سوره مبارکه مومنون ایه 26)

امام صادق (عليه السلام) در روايتي به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماييم.
حضرت صادق (عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:

1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند 
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است 
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است 
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند 
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند 
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند 
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند 
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند 
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود 
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند 
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند 
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود 
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند 
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود 
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است 
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند 
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است 
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است 
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند 
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش 
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند 
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى 
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند 
28 ـ ز29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد 
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود 
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد 
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند 
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است 
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است 
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند 
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند 
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند 
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است 
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند 
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند 
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است 
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند 
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر (ص)(خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود 
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند 
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.

                                                                                                                                                    بحار الانوار جلد 52 صفحه256 به بعد

جانم فداي تو

جانم فدای تو

کاش می‏دانستم دوری‏ات تا کجا سر کشیده است؟
کاش می‏دانستم که تو در کجا اقامت نمودی و کدام زمین و خاک تو را در برگرفته است؟
گران است بر من که خلق را ببینم و تو دیده نشوی ، نه آوازی و نه رازی از تو به گوشم نرسد.
گران است بر من که بلاها تو را احاطه کند و من سالم باشم.
گران است بر من که من بر تو بگریم و خلق از تو، دست کشیده باشند. گران است بر من که بر تو جاری گردد آنچه بر مردم جاری می‏شود.
جانم فدای تو غایبی که از ما کناره نداری!
جانم فدای تو دور شده ای که از ما دوری نگرفتی!
جانم فدای تو که آرزوی هر مشتاق آرزومندی از مرد و زن که تو را یاد آورند و ناله کنند!
جانم به فدای تو که نیمه شرافتی که همتای دیگری ندارد!
آیا معینی هست که طولانی کنم با او گریه و ناله را؟
آیا دیده ای مبتلا به خار شده است که چشم من با او شریک گردد؟
آیا به سوی تو راهی هست ای پسر احمد ! که به حضور جنابت مشرف شوند؟
آیا می‏شود که گرداگردت باشیم و تو بر مردم امامت کنی و زمین را از عدالت پر کنی؟

 

کی وارد می شویم بر چشمه سارهای سیراب کننده که سیراب شویم؟
کی سیراب می‏شویم از آب گوارای تو که تشنگی به طول انجامید؟
کی صبح و شام به خدمتت خواهیم رسید؟
کی تو ما را می‏بینی و ما تو را و حال آنکه لوای ظفر و نصر تو بر افراشته شده باشد؟

 

« فرازی از دعای ندبه » - برداشت ازنجم الثاقب

مهدویت و انتظار در اندیشه مطهری- قسمت 5

بخش سوم: آثار انتظار
در خصوص اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی دو نوع اثر را می‌توان بررسی كرد: اوّل آثار عملی‌ كه بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه كار باید بكنیم. این همان بحث انتظار بود كه در بخش پیشین گذشت. دسته دوم آثاری است كه به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است كه به این لحاظ می‌تواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا انتظار واقعی كه شرحش در بخش قبل گذشت، این آثار را در جان آدمی به ارمغان می‌آورد كه این‌جا به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌كنیم:

ادامه نوشته

به انتظار ایستاده ایم

یا صاحب الزمان
بیا که جاده قلبمان را پاییز گرفته و چشم انتظاریم، بیا که دیگر تاب تحمل از کف داده و بر جلوه چشمان مهربانت بی قراریم، ای نورانی ترین خورشید جان بیا که در سختی انتظار بر جاده پر از درد انتظارت غمگین ایستاده ایم.
                                                       اللهم عجل لولیک الفرج

مهدویت و انتظار در اندیشه شهید مطهری- قسمت 4

در تصویر دوم از دیدگاه باید گفت: درست است كه اراده انسانی نقش مهمّی در تحولات تاریخی دارد؛ امّا با توجّه به اصالت فطرت و جهتگیری واقعی درون انسان به سمت هدف واقعی، این انتظار معنای خاصّی می‌یابد، و آن اوّلاً قبول این است كه حق از باطل قابل تشخیص است و ثانیاً وظیفه اصلی منتظر تقویت دائم جبهه حق و تلاش برای مشخّص‌تر كردن مرز حق و باطل برای به ثمر رسیدن آن نبرد عظیم جهانی خواهد بود. بدین معنا، انتظار، هم به لحاظ فردی و هم به لحاظ اجتماعی نه تنها حالت سلبی نیست، بلكه فعل ایجابی است كه بر تمام افعال ما سایه می‌افكند و بدین سبب، افضل اعمال شمرده شده است.به لحاظ فردی كسی می‌تواند واقعاً منتظر حكومت عدل باشد و آرزوی عدالت جهانی را در سر بپروراند كه خودش با عدل خو‌گرفته باشد و مزاجش با عدل سازگار باشد. كسی می‌تواند منتظر عدل جهانی باشد كه عدل را دوست داشته باشد و كسی كه عدل را دوست داشته باشد، در درجه اوّل خودش اهل عدل خواهد بود و این است كه گفته‌اند: منتظران مصلح، خود، باید صالح باشند. به لحاظ اجتماعی نیز هر حركت اصلاحی كه در جهت پیروزی حق باشد، وظیفه منتظران است؛ پس اصلاحات جزئی و تدریجی نه تنها محكوم نیست، بلكه به نوبه خود، آهنگ حركت تاریخ را به سود اهل حق تند می‌نماید و بر عكس، فسادها، تباهی‌ها و فسق و فجورها كمك به نیروی مقابل است و آهنگ حركت تاریخ را به زیان اهل حق كُند می‌كند؛ بنابراین در این بینش آن‌چه باید رخ دهد، از قبیل رسیدن یك میوه بر شاخه درخت است نه از قبیل انفجار یك دیگ بخار. درخت هر چه بهتر از نظر آبیاری و ... مراقبت گردد و هر چه بیش‌تر با آفاتش مبارزه شود، میوه بهتر و سالم‌تر و احیاناً زودتر تحویل می‌دهد (مطهری، 1371: ص 47).
ادامه نوشته

انتظار

يا صاحب الزّمان ادركنا
   مبحث انتظار، سابقه اى به قدمت تاريخ آفرينش انسان دارد.
 از آن زمان كه فرشتگان الهى به امر خدا در برابر حضرت آدم(ع) سر به سجده فرود آوردند، بحث انتظار قائم موعودى از سلاله پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبداللّه(ص) مورد تأمّل قرار گرفت.
 از آن زمان كه حضرت نوح(ع) پس از نهصد سال اقامت در ميان قوم و فراخواندن آنان به دين خدا، نااميد گشت و براى نابودى كافران دعا نمود، چشم انتظارى او آغاز گشت.
 او اگر چه تا آمدن طوفان و نابود شدن كافران زمان خودش بيش از پنجاه سال انتظار نكشيد، امّا انتظار چند هزار ساله او، براى غلبه كامل دين خدا و ريشه كن گشتن همگانى كافران تا زمان ظهور حضرت مهدى(عج)، ادامه خواهد يافت.
 از آن زمان كه حضرت ابراهيم(ع) پايه هاى كعبه را بالا برد و دعا كرد تا خداوند سر زمين مكّه را جايگاه امنيّت و ايمان قرار دهد، انتظارِ روزى در دلش جا گرفته بود كه فرزندى از نسل او و از سلاله آخرين پيامبر خدا(ص) در همين ديار و در كنار همين خانه، تكيه بر همين پايه ها خواهد داد و نداى توحيد را به گوش همه جهانيان باز خواهد خواند.

ادامه نوشته

آمد از غیبت تو جان بلب منتظران

 

ای نهان ساخته از دیده ما صورت خویش              بدر از پرده غیب آی و نما طلعت خویش

نه همین چشم براه تو مسلمانانند                     عالمی را نگران کرده ای از غیبت خویش

غیبت تو جان بلب منتظران                               همه دادند زکف حوصله و طاقت خویش

گرچه غرقیم بدریای گناهان لیکن                       شرمساریم و خجالت زده از غفلت خویش

روی دل سوی تو داریم بصد عجز و نیاز                جز تو ابراز نداریم بکس حاجت خویش

دست ما گیر که بیچارگی از حدّ بگذشت              بگشا مشکل مارا به ید همّت خویش

خوش زدی دم ز مدیح ولیّ عصر (فتی)                که فزودی به بر اهل ولا حسرت خویش

                                                                         محمد علی فتی تبریزی(با تلخیص)

 

امام مهدی(عج) در کلام امام حسین(ع)

به نام خدا

وجود مقدس حضرت بقیة‏الله ‏الاعظم ، اروحناله‏الفداء، در معارف به عنوان «خونخواه کشته کربلا» (۱) شناخته شده و شیعیان همراهى با آن امام منصور براى گرفتن انتقام خون حسین(ع) و یارانش را یکى از آرزوهاى بزرگ خود مى‏دانند، (۲) تا جایى که در هر عاشورا به یکدیگر اینگونه سر سلامتى مى‏دهند:
«اعظم‏الله اجورنا بمصابنا بالحسین(ع)و جعلنا و ایاکم من‏الطالبین بثاره مع ولیه‏الامام‏المهدى من آل محمد:» (۳)
خداوند پاداش ما را در عزاى مصیبت‏حسین(ع) بزرگ گرداند و او شما را از جمله کسانى که به همراه ولى‏اش امام مهدى از آل محمد(عج) به خونخواهى او برمى‏خیزند قرار دهد.

از آنجا که در اذهان شیعیان این دو وجود مقدس از قرابت و ارتباطى جدایى‏ناپذیر برخوردارند. از همین رو مناسب دیدیم  به بخشى از معارف ارزشمندى که از آن حضرت در ارتباط با فرزند ارجمندش حضرت مهدى(ع) رسیده است اشاره کنیم:

ادامه نوشته

داستان ما

داستان ما

داستان ما شبیه داستان انسان هایی است که فرض کنید در یک کویر شنزار و طوفان خیز مثل دشت کویر قرار گرفته اند، به هر کدام از آن ها نیز گل نرگس کوچکی داده اند و به ما گفته اند که شما باید این گل را امشب بکارید تا صبح که خود باغبان اصلی بیاید و به وضع این گل ها رسیدگی کند؛ نمی خواهد هم زیاد زمین را بکنید فقط در حدی چند سانت که بتوان در آن ریشه کوچک گل را قرار داد و تعداد ما چند میلیون نفر است .
شب است و هوا تاریک و یک لیوان کوچک آب که باید با آن تا صبح صبر کرد و البته به گل هم باید آب داد؛ تشنگی کمی به من فشار می آورد و من که با خود فکر می کنم کسی که مرا نمی بیند و در این دشت بزرگی که ما هستیم و با جای کوچکی که دارم و البته با وجود گل های کاشته شده دیگران، بود یا نبود گلی که در دست دارم چندان مشخص نیست؛ پس لیوان را سر کشیدم و گل را پرپر کردم و با استفاده از تاریکی هوا جای خود را عوض کردم تا مشخص نشود که گلی نکاشته ام و مکان خالی گل را به دیگران نسبت دهم.
صبح هم که حضرت مهدی (عج) آمد بگویم: قربان قدم هایت، جانم فدایت و ما همه گوش به فرمان و سرباز توایم مهدی(عج)  جان. صبح شد و حضرت مهدی (عج) آمد و به ناگاه سرها همه پایین افتادند و من تازه متوجه شدم که دیگران نیز مانند من فکر کرده اند و هرکس به امید دیگری لیوان آب را سر کشیده و گلی نگاشته است و تنها عده ی معدودی از جمع ما گل خود را کاشته اند و با تشنگی مبارزه کرده اند. کاملاً مشخص است که کویر با چند عدد گل کوچک و البته پراکنده تازگی و شادابی و زیبایی خاصی ندارد و آن وقت بود که فهمیدیم چقدر اشتباه کرده ایم اما دیگر دیر شده بود چون باغبان به انتظار کار ما بود و حالا او تنها باید به  گل ها رسیدگی کند و چه کار دشواری در پیش رو دارد آن هم بدون یاور یا با یاورانی اندک. چون او علاوه بر کاشت گل باید به گل های پرپر شده نیز رسیدگی کند.
                              (برگرفته از یکی از سخنرانی های حجت الاسلام نقویان)