قرآن
آرامش طوفانی
طلوع مي کند آن آفتاب پنهاني
ز سمت مشرق جغرافياي عرفانی
دوباره پلک دلم ميپرد، نشانه چيست؟
شنيده ام که مي آيد کسي به مهماني
کسي که سبزتر است از هزار بار بهار!
کسي شگفت، کسي آنچنان که ميداني!
تو از حوالي اقليم هر کجا آباد
بيا که مي رود اين شهر، رو به ويراني
در انتظار تو تنها چراغ خانه ي ماست
که روشن است در اين کوچه هاي ظلماني
کنار نام تو لنگر گرفت کشتي عشق
بيا که ياد تو آرامشي است طوفاني
قيصر امين پور
صبح بی تو
صبح بي تو رنگ بعداز ظهر يک آدينه دارد
بي تو حتي مهرباني حالتي از کينه دارد!
بي تو مي گويند تعطيل است کار عشقبازي
عشق اما کي خبر از شنبه و آدينه دارد؟!
جغد بر ويرانه مي خواند به انکار تو، اما
خاک اين ويرانه ها بويي از آن گنجينه دارد
خواستم از رنجش دوري بگويم، يادم آمد
عشق با آزار، خويشاوندي ديرينه دارد!
در هواي عاشقان پر ميکشد با بي قراري
آن کبوتر چاهي زخمي که او درسينه دارد
ناگهان قفل بزرگ تيرگي را مي گشايد
آنکه در دستش کليد شهر پر آيينه دارد
قيصر امين پور
در چشم هایم حلقه میزند انتظار
در چشمهایم حلقه میزند انتظار تو که در شمالی ترین نقطه دلم به بهار نشسته ای. این همه غزل و این همه بی قراری برای نبودنت کم است. پنجره ها به رؤیای بی پایانشان تا کی خیره شوند و ثانیه ها تا چند بهار دیگر بی شکوفگی خویش را بر مدار نبودنت بگردند. می دانی , دل شوره و دلواپسی , دل نگرانی و چشم انتظاری سهم هر روزه ی عاشقیمان است . دستهایمان در زلال دعا قطره قطره ندبه را اشک میشوند و آدینه ها در سکوت ممتد , سمات های دل تنگی را پلک میزنند ... غروب طعم خاطره ی سرخی است که در تقدیم آدینه های نبودنت ثبت خواهد شد . خورشید تاب تابیدن ندارد وقتی نام تو در آسمان به تلاوت می نشیند . تو موعودی و روزی از ورای ابرهای انتظار با پرچمی از عدل و مهربانی طلوع می کنی . تو موعودی و در جامعه ای سر به زیر غبار , آینه های دل تنگی مان را می زدایی . چقدر برای دیدنت واژه ها قطار کردیم و در دوازدهمین کوچه , گلهای نرگس را شاعر شدیم . ای اتفاق نورانی , از چشم انتظاری , روزهای بی تو را خیس اشک می کنم . شمعدانی ها پا به پای لحظه های ما قد می کشند , باران در نزدیکی روزهای بی تو می بارد و آسمان حجم آبیش را به رنگین کمان با تو می سپارد . تا کی تقویم تنهاییمان آدینه های بی تو را ورق می زند . چقدر آدینه های بی حضورت خاموش است بیا ... بیا و آدینه ها را با شمیم بودنت بیارای و دستهایمان را از آسمان لبریز کن .
بیا ... بیا و پاسخ ندبه های عاشقانمان باش , گلهای محمدی از عطر آمدنت صلوات می فرستند و نرگس ها چشم به راه , طولانی ترین ثانیه ها را انتظار می کشند
«ای زمان جاری ای دوازدهمین نور بیا که منتظریم »
تأملی بر مفهوم فتنه در فیلم ملک سلیمان نبی
سجاد صفار: فیلم "ملک سلیمان نبی" را صرف نظر از همه ویژگیهای فنی و محتواییاش، به واسطه ارائه فهمی بدیع از مفهوم فتنه میتوان مورد توجه قرار داد. در فیلم ما با وضعیتی مواجهیم که
سلیمان(ع) و یارانش کراراً با تعبیر فتنه از آن یاد میکنند. فتنهای که ماهیت آن در واقع چیزی جز "جنزدگی/ جنون فراگیر" نیست.
این یعنی دیوارهای حائل میان عوالم گوناگون از میان برداشته شده و شیاطین و اجنه که از دوران هبوط آدم جهان انسانی را ترک کرده بودند، امکانی برای حضور و تصرف در آن مییابند. این تصرف مشخصاً در باطن و هستی انسانها صورت میگیرد. در واقع، تمام آنچه که فتنه را "فتنه" میکند، آن است که نیروهای شیطانی در وجود افراد خانه کرده و عنان اندیشه و عمل آنها را به دست میگیرند.
فتنه به مثابه جنزدگی/جنون فراگیر، وضعیت تعطیلی عقل است. فتنه همان یاران و همراهان (به ظاهر) آرام و سر به راهی را که تا دیروز مشغول کار و زندگی خود بودند، به چنان موجودات مخوف و هولناکی بدل میکند که تصورش پیش از آن اساساً ممکن نبود. فساد و تباهی که با فتنه ظاهر میشود، بسیار فراتر از صرف آتش افروزی و ویرانگری و اتلاف اموال و حتی نفوس است؛ فتنه هر آنچه را که حیات جمعی بر آن بنا شده است، محو میکند. بخش مهمی از سرمایه روابط اجتماعی و عاطفی که برادر را به برادر، زن را به شوهر، فرزند را به پدر، دوست را به دوست و خلاصه تمام اهل مدینه را به یکدیگر پیوند میزند، در هرم شعلههای هولناک فتنه خاکستر میشود. فتنه در دوستیها و دشمنیها خلل ایجاد میکند. تولّیها و تبرّیها را از مسیر درست خارج میکند. و آیا دین (یا همان زندگی) چیزی جز تولّیها و تبرّیهاست؟
هر چند فتنه هنگامهی تصرف یافتن نیروهای شیطانی در باطن و هستی انسانهاست، اما این به هیچ رو نافی مسئولیت انسانی نیست. آنان که به آتش فتنه دچار میشوند، هماناناند که به واسطه تخطی از اوامر الهی کم و بیش وجود خود را برای تصرف شیطان آماده کرده اند. فتنه حاصل خصلتها و آلودگیهای نهان و آشکار ماست. آلودگیهایی که چه بسا از پنهانترین لایههای وجود افراد، در جریان فتنه به کوچهها و میادین شهر سرازیر میشود. هیچکس نمیتواند از فرجام کار خود در فتنه مطمئن باشد. حتی صرف قرار داشتن در حلقه یاران و نزدیکان سلیمان نبی نیز تضمینی ایجاد نمیکند. سلاح نجات در هیاهوی فتنه چیزی نیست جز "تقوای خدا و اطاعت از پیامبرش" که در جایگاه زعامت و هدایت امت قرار دارد.
دانلود کتاب روش برداشت از قرآن
اثبات امام زمان(عج)
کتاب عصر ظهور
علائم ظهور
و قُل رَّبِّ اَنزِلنِی مُنزَلاً مُبارَکاً وَاَنتَ خَیرُ المُنزِلیِنَ
پروردگارا مرا به منزل مبارک فرود آور که تو بهترین کسی که بارها به منزل خیر و سعادت توانی فرود آورد.(سوره مبارکه مومنون ایه 26)
امام صادق (عليه السلام) در روايتي به 119 نشانه و علامت از علايم ظهور اشاره مى كند ما در اينجا فقط به ذكر برخى از آن مواد 119 گانه اشاره مى نماييم.
حضرت صادق (عليه السلام) به يكى از يارانش فرمود:
1 ـ هرگاه ديدى كه حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند
2 ـ ديدى كه ظلم وستم فراگير شده است
3 ـ و ديدى كه قرآن فرسوده و بدعت هايى از روى هوا و هوس در مفاهيم آن آمده است
4 ـ و ديدى كه دين خدا(عملا) تو خالى شده و همانند ظرفى آن را واژگون سازند
5 ـ و ديدى كه كارهاى بد آشكار شده و از آن نهى نمى شود و بدكاران بازخواست نمى شوند
6 ـ وديدى كه مردان به مردان و زنان به زنان اكتفا كنند
7 ـ و ديدى كه شخص بدكار دروغ مى گويد و كسى دروغ و نسبت نارواى او را ردّ نمى كند
8 ـ و ديدى كه بچه ها به بزرگان احترام نمى گذارند
9 ـ و ديدى كه قطع پيوند خويشاوندى شود
10 ـو ديدى كه بدكار را ستايش كنند و او شاد شود و سخن بدش بر او نگردد
11 ـ و ديدى كه نوجوانان پسر همان كنند كه زنان مى كنند
12 ـ و ديدى كه زنان با زنان ازدواج كنند
13 ـ و ديدى كه انسانها اموال خود را به غير اطاعت خدا مصرف مى كنند و كسى مانع نمى شود
14 ـ و ديدى كه افراد با كار و تلاش نامناسب مؤمن به خدا پناه مى برند
15 ـ و ديدى كه مدّاحى دروغين از اشخاص زياد مى شود
16 ـ و ديدى كه همسايه همسايه خود را اذيت مى كند و از آن جلوگيرى نمى شود
17 ـ و ديدى كه كافر به خاطر سختى مؤمن شاد است
18 ـ و ديدى كه شراب را آشكارا مى آشامند و براى نوشيدن آن كنار هم مى نشينند و از خداى متعال نمى ترسند
19 ـ و ديدى كسى كه امر به معروف مى كند، خوار و ذليل است
20 ـ وديدى كه آدم بدكار در آنچه خداوند دوست ندارد، نيرومند و مورد ستايش است
21 ـ و ديدى كه اهل قرآن و دوستان آنها خوارند
22 ـ و ديدى كه مردم به شهادت و گواهى ناحق اعتماد مى كنند
23 ـ و ديدى كه جرأت بر گناه آشكار شود و ديگر كسى براى انجام آن منتظر تاريكى شب نگردد
24 ـ و ديدى كه مؤمن نتواند نهى از منكر كند مگر در قلبش
25 ـ و ديدى كه واليان در قضاوت رشوه بگيرند
26 ـ و ديدى كه پستهاى مهم واليان بر اساس مزايده است نه بر اساس شايستگى
27 ـ و ديدى كه مردم را از روى تهمت و يا سوء ظن بكشند
28 ـ ز29 ـ و ديدى كه همسايه از ترس زبان به همسايه احترام مى گذارد
30 ـ و ديدى كه حدود الهى تعطيل مى شود و طبق هوى و هوس عمل مى شود
31 ـ و ديدى كه معاش انسان از كم فروشى به دست مى آيد
32 ـ و ديدى كه مرد به خاطر دنيايش رياست مى كند
33 ـ و ديدى كه نماز را سبك شمارند
34 ـ و ديدى انسان ثروت زيادى جمع كرده ولى از آغاز آن تا آخر زكاتش را نداده است
35 ـ وديدى كه دلهاى مردم سخت و ديدگانشان خشك و ياد خدا برايشان گران است
36 ـ و ديدى كه بر سر كسبهاى حرام آشكارا رقابت مى كنند
37 ـ و ديدى نماز خوان براى خود نمايى نماز مى خواند
38 ـ و ديدى مردم در اطراف قدرتمندانند
39 ـ و ديدى طالب حلال سرزنش و مذمت مى شود و طالب حرام ستايش و احترام مى گردد
40 ـ و ديدى در مكه و مدينه كارهايى مى كنند كه خدا دوست ندارد و كسى از آن جلوگيرى نمى كند و هيچ كس بين آنها و كارهاى بدشان مانع نمى شود
41 ـ و ديدى كه به فقير چيزى دهند كه به او بخندند ولى در غير خدا ترحّم است
42 ـ و ديدى كه مردم مانند حيوانات در انظار يكديگر عمل جنسى بجا آورند و كسى از ترس مردم از آن جلوگيرى نمى كند
43 ـ و ديدى كه عقوق پدر و مادر رواج دارد و فرزندان هيچ احترامى براى آنها قائل نيستند بلكه نزد فرزند از همه بدترند
44 ـ و ديدى كه پسر به پدرش نسبت دروغ بدهد و پدر و مادرش را نفرين كند و از مرگشان شاد گردد
45 ـ و ديدى كه اگر روزى بر مردى بگذرد ولى او در آن روز گناه بزرگى مانند بدكارى، كم فروشى و زشتى انجام نداده، ناراحت است
46 ـ و ديدى كه قدرتمندان غذاى عمومى مردم را احتكار كنند
47 ـ و ديدى كه اموال خويشان پيامبر (ص)(خمس) در راه باطل تقسيم مى گردد و با آن قمار بازى و شرابخورى شود
48 ـ و ديدى كه همّ و هدف مردم شكمشان و شهوتشان است
49 ـ و ديدى كه صدقه را با وساطت ديگران و بدون رضاى خداوند و به خاطر در خواست مردم بدهند
50 ـ و ديدى كه نشانه هاى برجسته حق ويران شده است، در اين وقت خود را حفظ كن و از خدا بخواه كه از خطرات گناه نجاتت بدهد.
بحار الانوار جلد 52 صفحه256 به بعد
2 + 1
هم تعصب* هم غفلت!!
ما بعضی وقتها علیه تعصب بحث ها می کنیم و با اینکه وانمود می کنیم از تعصب بیزاریم ، اما از تعصب خودمان غافلیم !! ( حتما می پرسید چطور ؟)
بارها پیش آمده که وقتمان را خیلی جاها که ارزش نداشته تلف کرده ایم ولی برای شناخت عمقی دینمان (که در اصل برنامه زندگیمان باید باشد ) حتی یک ساعت در هفته وقت نگذاشته ایم. تنها وقتی بحث دین در جمعی پیش آمده صاحب نظر شده، بدون مطالعه قبلی و فقط با عقل محدودمان خیلی از حقایق را رد کرده ایم . حقایقی که کلام صریح پروردگارمان (محکمات قرآن) بوده ولی به علت عدم آشنایی با معارف قرآن از آن غافل بوده ایم . تازه بعضی ها اگر در همان جلسه یک ساعته متقاعد نشده باشند، ضعف را از دین می دانند .
آیا این نتیجه گیری سطحی و یک بعدی و پافشاری بر آن تعصب نیست ؟
رسول خدا فرمودند: «زنهار از لجاجت! زیرا که آغاز آن نادانی و فرجامش پشیمانی است .»1 و در مقابل ، یکی از اوصاف اهل هدایت را نصیحت پذیری و دوری از تعصبات جاهلی و لجاجت های نفسانی بر شمرده اند .2
* منظور تعصبات بی اساس و جاهلی است.
1. تحف العقول ص 14
2. در آیه 171 سوره بقره مثلی زیبا در باب تعصب زده شده است.
توصیف قرآن از نگاه حضرت علی بن موسی الرضا
توصیف قرآن از نگاه حضرت علی بن موسی الرضا
حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام را کتابی در تفسیر نیست، و آن چه در این باب از آن حضرت در دست است، تفسیر آیاتی است که آن بزرگوار در پاسخ درخواست کنندگان، بیان فرموده اند، و ما برخی از این ها را در این جا عرضه می داریم تا به شیوه جالب و روش ویژه آن حضرت در تفسیر آشنا شویم:
آن چنان که روایت شده، روزی مأمون برای این که از درجه دانش خدادادی آن حضرت در تأویل آیات آگاه شود، تفسیر برخی آیات را از امام رضا علیه السلام پرسید که از آن جمله است: آیه شریفه 7 سوره هود ((و هو الذی خلق السماوات و الارض فی ستة ایام و کان عرشه علی الماء لیبلوکم أیکم أحسن عملا)) (و او کسی است که آسمان ها و زمین را در شش روز آفرید، عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت تا شما را بیازماید که کدام یک عملتان بهتر است.)
امام رضا (ع) فرمود: خداوند تبارک و تعالی عرش و آب و فرشتگان را پیش از آفرینش آسمان ها و زمین آفرید، و در این هنگام فرشتگان، از وجود خود و عرش و آب بر هستی خداوند متعال استدلال می کردند، سپس عرش را بر آب قرار داد، تا قدرت خود را بر فرشتگان آشکار کند و بدانند که او بر همه چیز تواناست، پس از آن با قدرت خویش عرش را از جای خود انتقال داد و آن را بالا برد و بر زیر آسمان ها و زمین در شش روز بیافرید، و او در این هنگام بر عرش خود استیلا داشت و می توانست آن ها را در یک چشم به هم زدن بیافریند لیکن آن ها را در شش روز آفرید که به فرشتگان آفرینش تدریجی برخی از آفریدگانش را بنمایاند، تا به حدوث آن چه یکی پس از دیگری حادث می شود بر خدا استدلال کنند، و نیز خداوند عرش را به سبب این که بدان نیاز داشت نیافرید، زیرا او بی نیاز از عرش و از همه چیزهایی است که آفریده است، او به قرار داشتن و استوار بر چیزی توصیف و تعریف نمی شود زیرا او جسم نیست، و از اوصاف آفریدگان منزه و مبراست.
یا امام رضا(ع)
الهم ارزقنا شفاعة علی بن موسی الرضا
میلاد امام رضا(ع) بر تمامی شیعیان آن حضرت مبارک باد
فیلم 2012 هدیه هالیوود به صهیونیسم
فیلم 2012 هدیه هالیوود به صهیونیسم جهانی
مقدمه:اهمیت رسانه و بویژه سینما در جهان آنقدر زیاد است که سردمداران صهیونیسم را از سالها پیش بر آن داشت تا با سرمایهگذاری هنگفت، قلب سینمای جهان یعنی هالیوود را تصاحب کنند. هماکنون حدود 90 درصد از هالیوود در اختیار یهودیان است(1)؛ بنابراین تهیهکنندگان، نویسندگان و کارگردانان صهیونیسم با تسلطی که بر کل هالیوود دارند، به طور دقیق نظارت دارند تا چیزی بر خلاف میل آن جریان فکری ـ سیاسی تمامیتخواه تهیه و تولید نشود.
«مصطفی عقاد» کارگردان فیلم معروف «محمد رسول الله (ص)» از کارگردانان مسلمانی است که توانست سالها محیط هالیوود را تجربه کند. او در این باره میگوید: در هالیوود همه چیز کنترل میشود، حتی موضوع فیلمها؛ در آنجا همهکاره تولیدکنندگان و تأمینکنندگان مالی صهیونیسم هستند. آنها حتی هرگز اجازه مطرح کردن موضوعی خلاف نظرشان را به کارگردانان مستقل نمیدهند.(2)
به عنوان نمونهای از این صاحبان زر و زور میتوان به «رابرت مرداک» صاحب شرکت عظیم رسانهای «نیوز گرپورشین» صهیونیسم استرالیایی الاصل اشاره کرد که به تنهایی صاحب یک چهارم رسانههای دیداری، شنیداری و نوشتاری جهان است!(3) همین طور «استیون اسپیلبرگ» که سالهاست مهمترین فیلمهای نژادپرستانه را با بهترین شیوههای هنری در هالیوود تولید میکند (همچون فهرست شیندلر و جنگ ستارگان).
خنجر پنهان
خلافتی را که با زور قتل و کشتار حفظ کرده بودند، از دست بدهند و ولیعهدی امام(ع) باعث قدرت گرفتن علویان بشود. اما گروه دوم؛ عده ای از شیعیان بودند که قبول ولیعهدی«مأمون» را نشانه تسلیم شدن امام(ع) به قدرت «مأمون» می دانستند. بحث زیادی بین این دو گروه ادامه داشت در جلسه ای که یکی از این گروهها داشتند، بحث به نتیجه نرسید و بالاخره یکی از مردان خشمگین بلند شد و گفت:«من که دیگر تحمل ندارم! به سراغ «علی بن موسی(ع)» می روم و از او می خواهم که دلیل کارش را توضیح دهد. اگر دلیلش قابل قبول بود که هیچ؛ وگرنه همان جا، او را با خنجر زهرآلود می کشم.»
روزی آن مرد به دیدن«حضرت رضا(ع)» رفت، امام(ع) در میان جمعی نشسته بود و به خواسته های مردم رسیدگی می کرد. مرد صبر کرد تا جلسه خلوت شود. آنگاه جلو رفت و با تحکّم گفت:«علی بن موسی(ع)» سؤالی از شما دارم.»نشانههای شیطان
نشانههای شیطان
اینها نمادهای معروف گروههای شیطانپرستی است؛ نمادهایی كه ممكن است روی بعضی لباسها ببینید و بدون اطلاع از فلسفهشان، آنها را بپوشید.
ستاره 5 پر وارونه
در مراسم مخفیانه جادوگران برای احضار ارواح شیطانی استفاده میشود. شکل ظاهری این ستاره برای شیطانپرستان به صورتی است که 2 رأس ستاره به طرف بالاست. در این نشانه شیطان مهم نیست دایرهای دورش باشد یا نه.
2 + 1
نه افراط نه تفریط
مجسم کنید لباسی آهنین بر تن دارید و در مسیری می خواهید حرکت کنید که اگر به انتهای مسیر برسید می تواننید از شر این لباس خلاص شوید . در طرفین این جاده دو دیوار از جنس آهنربای قوی قرار دارد که تا انتهای مسیر امتداد دارند . حتماً میدانید که شرط حرکت در این مسیر ، راه رفتن از خط وسط جاده است و با کمی انحراف از این خط ، به یکی از دو دیواره جذب شده و ممکن است تا آخر عمر نتوانید حرکت کنید و یا زحمت زیاد بکشید اما پیشرفت بسیار کم باشد .(حرکت زیگزاگی)
بله این همان قضیه افراط و تفریط است که در صورت غفلت ، ناخود آگاه انسان بدان جذب میشود(که متاسفانه خیلی ها 1 دچارش هستند ) . در صورتی که اسلام آسانترین و پربازده ترین حالت حرکت – اعتدال- را به ما نشان می دهد :
آری ، اینچنین است که شما را امت میانه قرار دادیم . 2
اما بعضی ها فکر می کنند عمل به تمام واجبا ت و دوری از تمام محرمات افراط کردن (خشکه مقدسی) است . در صورتی که خود این طرز فکر افراط است . چرا که ما هر قدر هم در نظر دهی قوی باشیم ، باز نظر خداوند چون به همه چیز احاطه دارد جامع تر است و اگر او بر همه واجب کرده پس حتما در توان همه بوده«لایکلف الله نفسا الا وسعها »3
1. مائده – 66 2.بقره-143 3.بقره-286 آیات دیگر : اسرا/29 ، فرقان/67
مناجات علامه حسن زاده آملی
الهی : راز دل را نهفتن دشوار است و گفتن دشوار تر.
الهی : ما همه بيچاره ايم و تنها تو چاره ای و ما همه هيچ کاره ايم و تنها تو کاره ای.
الهی : چون تو حاضری چه جويم ؟ و چون تو ناظری چه گويم ؟
الهی : جان به لب رسيد تا جام به لب رسيد .
الهی : عاقبت چه خواهد شد و با ابد چه بايد کرد ؟
الهی : چون در تو می نگرم از آنچه خوانده ام شرم دارم .
الهی : آنکه از خوردنو خوابيدن شرم دارد از ديگران امور چه گويد ؟
الهی : در ذات خود متحيرم تا چه رسد در ذات تو .
الهی : دندان داده ای نان داده ای جان داده ای جانان بده .
الهی : انگشتری سليمانيم دادی انگشت سليمانيم ده .
الهی : اگر ستار العيوب نبودی ما از رسوايی چه می کرديم ؟
الهی : ذوق مناجات کجا و شوق کرامات کجا .
الهی : از کودکان چيز ها آموختم لاجرم کودکی پيش گرفتم .
الهي : اگر گلم و يا خارم از آن بوستان يارم .
الهی : فرزانه تز از ديوانه تو کيست ؟
الهی : اگر از من پرسند کيستی چه گويم ؟
خب اينم بخشی از مناجات جان سوز عارف دلسوخته حسن زاده بود که تقديم دوستان شد . اميد است ......
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
از دوست به يادگار دردی دارم
کان درد به صد هزار درمان ندهم
يا مهدی فاطمه ادرکنی....
دعا براي سلامتي و تعجيل در امرفرج و ظهور آقا و سرورمان حضرتاباصالحالمهدي"روحيوارواحللعالمينلترابمقدمهفداء"و طول عمر رهبر فرزانه انقلاب اسلاميحضرت آيت الله خامنه اي ،فراموشتون نشه.
دعوت نامه
دعوت نامه
ابرها را نوازش می کنیم
آب میپاشد به تمام کوچه های خاک آلود
بعد ستارهها را
دانه
دانه
پاک می کنیم
تا چراغانی کنند آسمان را
و زمین تاریک را
از درختان میخواهیم
جامه سبز بپوشند
به امید دیدار صبح جمعه
امضاء میکنیم
این دعوتنامه را.
من كجايم؟؟؟!!!!!!!!!!!!!
2 + 1
سلام دوستان
ما انسانها در درون خود بدون اينکه آموزشی ديده باشيم ، بسیاری از لذت ها را درک کرده ایم ؛ لذت خوردن ، خوابيدن ، گردش ، تماشای فیلم ،سینما ، هیجان مسابقات فوتبال و... که هرکدام از این لذتها ویژگیها و اثرات خود را دارند . اما یک لذت هست که اثرش ماندگار تر است ( چه برای خود و چه برای جامعه ).
حتماً می دانید و بارها به این نکته رسیده اید که لذت ناشی از گذشت ، انفاق و بخشش به قدری شیرین است که انسان حاضر نیست آن را با هیچ چیز دیگری عوض کند .
اما همین انفاق ملاکهایی دارد که برای فهم آنها به قرآن - کلام سازنده مان -مراجعه می کنیم . (اگه میخوایم کارمون خدایی باشه ، باید راهش رو هم از خودش بپرسیم.)
o انفاق از روی رضا و رغبت باشد و انفاق کننده به خدا ایمان داشته باشد.(1)
(آخه بعضیا ممکنه در حین انفاق ته دلشون راضی نباشه و از کم شدن مالشون بترسن ، ولی قرآن بلافاصله می گه به خدات ایمان داشته باش ، آخه اون روزی رسونه)
o اگر می خواهید به نیکی برسید، از آن چیزی که دوست دارید و بسیار محبوب است، انفاق کنید .(2)
o صدقه و انفاق خود را با منت گذاردن ( هرچند به صورت کنایه و غیر مستقیم) باطل نکنید.(۳)
1- توبه-53و54 2- آل عمران-92 3-بقره-264
جانم فداي تو
جانم فدای تو
کاش میدانستم دوریات تا کجا سر کشیده است؟
کاش میدانستم که تو در کجا اقامت نمودی و کدام زمین و خاک تو را در برگرفته است؟
گران است بر من که خلق را ببینم و تو دیده نشوی ، نه آوازی و نه رازی از تو به گوشم نرسد.
گران است بر من که بلاها تو را احاطه کند و من سالم باشم.
گران است بر من که من بر تو بگریم و خلق از تو، دست کشیده باشند. گران است بر من که بر تو جاری گردد آنچه بر مردم جاری میشود.
جانم فدای تو غایبی که از ما کناره نداری!
جانم فدای تو دور شده ای که از ما دوری نگرفتی!
جانم فدای تو که آرزوی هر مشتاق آرزومندی از مرد و زن که تو را یاد آورند و ناله کنند!
جانم به فدای تو که نیمه شرافتی که همتای دیگری ندارد!
آیا معینی هست که طولانی کنم با او گریه و ناله را؟
آیا دیده ای مبتلا به خار شده است که چشم من با او شریک گردد؟
آیا به سوی تو راهی هست ای پسر احمد ! که به حضور جنابت مشرف شوند؟
آیا میشود که گرداگردت باشیم و تو بر مردم امامت کنی و زمین را از عدالت پر کنی؟
کی وارد می شویم بر چشمه سارهای سیراب کننده که سیراب شویم؟
کی سیراب میشویم از آب گوارای تو که تشنگی به طول انجامید؟
کی صبح و شام به خدمتت خواهیم رسید؟
کی تو ما را میبینی و ما تو را و حال آنکه لوای ظفر و نصر تو بر افراشته شده باشد؟
« فرازی از دعای ندبه » - برداشت ازنجم الثاقب

شيطان پرستي

برخلاف تصور معمول كه شیطانپرستان، شیطان را خدای خود دانسته و او را میپرستند، آنها خودپرستند؛گویی شاخهای از اومانیسم (انسانمحوری) كه تنها برای شیطان جایگاه غلوآمیز جادوگری قائل هستند. شیطانپرستان به 4گروه تقسیم میشوند:
1 – شیطانپرستی سنتی (دینی):شاید با خودتان بگویید شیطانپرستی دینی كه پارادوكس است! هرچند حق با شماست ولی اتفاق افتاده است. پیروان این گروه باطل میگویند شیطانپرست اول باید یک قانون ماوراءالطبیعی که در آن یک یا چند خدا تعریف شده است را بپذیرد و بعد به شیطان و قدرتش ایمان بیاورد.
طیف این گروه از ادیان قدیمی مصر باستان با الهههای باستانی (بهعنوان مثال مارس-خدای جنگ) هستند تا شیطانپرستانی كه ادعای پرستش خدای اصلی را دارند. مریدان این گروه خود را بهتر از هر خدای دیگری، دارای قدرت تشخیص خوب از بد میدانند.
مَثَل اهل دنيا
مَثَل اهل دنیا، در مشغولی ایشان به کار دنیا، و فراموش کردن آخرت مَثَل قومی است که در کشتی باشند، و به جزیره ای رسیدند، برای طهارت بیرون آمدند و کشتی بان ندا داد که: هیچ کس نباید بجز طهارت مشغول شود، چون کشتی به تعجیل خواهد رفت. پس آنها در جزیره پراکنده شدند. گروهی در عجایب آن جزیره متحیر شدند، تا از کشتی دور افتادند و کشتی برفت، و منادی کشتی بان را نشنیدند و در جزیره ماندند تا هلاک شدند. و گروهی دیگر که عاقل تر بودند سبک طهارت کردند و در کشتی قرار گرفتند و نجات یاقتند. گروه اول مثال کافران است که خود و خدای را عزوجل و آخرت را فراموش کردند و همگی خود را به دنیا دادند که:
« اِستَحَبُّوا الحَیوةَ الدَّنیا عَلَی الآخِرَةِ».
«زندگی دنیا را نسبت به زندگی آخرت بیشتر دوست داشتند.»
و گروه دوم مَثَل مؤمنان پرهیزگار است.
به نقل از کتاب کیمیای سعادت

1+2
حتماً این را میدانید که کلمه به کلمه قرآن برای ما حرف ها دارد . چرا که خداوند حکیم است و حکیم واقعی هیچ کلمه ای را بی حساب نمی گوید . بعضی ها برای علاج دردهای روحی و جسمی ( در عمل ) به این و آن امیدوارترند تا خدا !! . . . راستی خود ما چقدر به حرفای خدامون اعتماد داریم ؟!! در صورتی که خداوند – که شکی در صحت گفته هایش نیست– فرموده است در قرآن شفا و رحمت قرار دادیم :
و از قرآن آنچه را برای مومنان شفا ورحمت است، فرو می فرستیم .1
بعضی ها مدام دنبال پناهگاه امن می گردند ، دنبال همدم با وفا ، دنبال حقایق عالمند ، دنبال تفریح ونشاط روح . در حالی که انس با قرآن حکیم می تواند تمامی این خلا ها را بهتر از هر چیزی و هر کسی پر کند:
... و این کتاب را بر تو فرو فرستادیم ، در حالیکه بیان رسای هر چیزی ( از علوم و معارف ) است و هدایت و رحمت و مایه بشارت برای مسلمانان .2
کافیه فقط یه بار با اعتقاد امتحان کنیم .( انصافاً چند بار امتحان کرده ایم؟!!)
اما بعضی ها هم ، از تنهاماندن می ترسند در صورتیکه امام حسین (ع)می فرمایند :
اگر همه کسانی که در شرق و غرب عالم اند بمیرند و من تنها بمانم ، چون قرآن با من باشد ، از این تنهایی وحشت نخواهم داشت . 3
راستی خود ما چی ، آیا قبل از هرکی به او امیدواریم و اونو مونس تنهایی ها و تکیه گاه همیشگی خودمون می دونیم ؟
1- اسرا-82 2- نحل-89 3- اصول کافی-ج4-ص403مهدویت و انتظار در اندیشه مطهری- قسمت 5
در خصوص اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی جهانی دو نوع اثر را میتوان بررسی كرد: اوّل آثار عملی كه بر این باور مترتّب است؛ یعنی اگر به ظهور مهدی اعتقاد داشته باشیم، چه كار باید بكنیم. این همان بحث انتظار بود كه در بخش پیشین گذشت. دسته دوم آثاری است كه به لحاظ نظری و گرایشی بر این اعتقاد مترتّب است كه به این لحاظ میتواند پاسخی دیگر به چرایی بحث انتظار باشد؛ یعنی باید منتظر بود؛ زیرا انتظار واقعی كه شرحش در بخش قبل گذشت، این آثار را در جان آدمی به ارمغان میآورد كه اینجا به برخی از مهمترین آنها اشاره میكنیم:
به انتظار ایستاده ایم
یا صاحب الزمان
بیا که جاده قلبمان را پاییز گرفته و چشم انتظاریم، بیا که دیگر تاب تحمل از کف داده و بر جلوه چشمان مهربانت بی قراریم، ای نورانی ترین خورشید جان بیا که در سختی انتظار بر جاده پر از درد انتظارت غمگین ایستاده ایم.
اللهم عجل لولیک الفرج