فدکیه 2
پردههاي ديگري از فتنهها
فاطمهي زهرا عليهاالسلام در خطبهي ديگري، پردههاي ديگري از فتنههاي ناشي از سقيفه را فاش ساخته است. دختر پيامبر صلياللهعليهوآله ، اين خطبه را هنگامي ايراد كرد كه گروهي از زنان مهاجران و انصار براي عيادت و احوال پرسي از او ـ كه در اثر حمله به خانهاش مصدوم و بيمار بود ـ رفته بودند. آن بانوي بزرگ در فرازي از اين خطبه فرمود:
«آگاه باشيد به جانم سوگند! اين حكومتي كه پديد آوردند، تازه آبستن شده است. پس صبر كنيد تا ببينيد چه ثمرهاي به بار ميآورد. آن گاه از آن به اندازهي ظرفهاي بزرگ {به جاي شير} خون تازه و سمّ كشنده بدوشيد! اين جا است كه كساني كه به راه باطل رفتهاند، زيانكار ميشوند و آيندگان، عاقبت آنچه را كه گذشتگان تأسيس كردند، خواهند ديد. {اكنون كه به مراد خود رسيديد} از بابت دنياي خود خوش باشيد و قلباً براي فتنههايي كه خواهد آمد، مطمئن باشيد. و بشارت باد بر شما به شمشيرهاي برندهاي كه به دنبال آن ميآيد و قدرت متجاوزي كه حداكثر ظلم و تعدّي را روا ميدارد و به هرج و مرجي فراگير كه همه جا را شامل ميشود و به استبدادي از ظالمين كه مقدار اندكي از بيتالمال را باقي ميگذارد، به گونهاي كه كسي در آن رغبت نميكند و جمعيت شما را درو ميكند {همه را قتل عام ميكند}، پس حسرت و اندوه با شما باد، و به كدامين سو ميرويد؟... .»
در اين سخنان كوتاه، امّا رسا و گويا، حوادث تلخ و اندوهبار چند دهه پس از رحلت رسول خدا صلياللهعليهوآله به روشني ترسيم شده است كه ريشه در سقيفه داشت. زيرا با روشي كه در انتخاب خليفه پيش گرفته شد، افراد ديگري نيز كه خود را از خلفاي اوليّه كمتر نميدانستند، به فكر خلافت افتادند و كشمكش و رقابت بر سر خلافت در گرفت و منتهي به جنگها و خونريزيها شد.
از طرف ديگر مسيري كه در مورد خلافت در پيش گرفتند، موجب شد كه با فراهم شدن تدريجي زمينه و موافقت عملي خليفه دوم و سوم، بنياميه به حكومت برسند و با ظلم و ستم و تجاوز و تعدي ـ كه بر هيچ مورخي پوشيده نيست ـ با مردم رفتار كردند و بيت المال مسلمين را به يغما بردند. با توجه به اين حوادث، سخنان حضرت فاطمه عليهالسلام در اين زمينه، از نظر تحليل اجتماعي و سياسي در تاريخ اسلام بسيار ارزنده و تكان دهنده است.
چنانكه اشاره شد، ماجراي سقيفه، افرادي از صحابهي بزرگ رسول خدا را به فكر خلافت افكند. به ويژه شوراي شش نفري خلافت كه توسط خليفهي دوم طراحي شد ـ و خود دنبالهي سقيفه بود ـ اعضاي شورا را به فكر خلافت انداخت و خود را براي اين منصب شايسته يافتند و پس از آغاز خلافت علي عليهالسلام به مخالفت برخاستند، و اين موضوع به اضافه قدرت يافتن معاويه با موافقت دو خليفهي قبلي، موجب بروز جنگهاي جمل، صفين و نهروان شد و تلفات سنگيني به بار آورد كه هيچ فتنهاي با آن قابل مقايسه نميباشد. براي آن كه به عمق فتنه پي ببريم كافي است به آمار تلفات سه جنگ ياد شده توجه كنيم:
به گفتهي يعقوبي: «در جنگ جمل بيش از سي هزار نفر {از طرفين} كشته شدند و تلفات جنگ نهروان بالغ بر چهار هزار بود.»
و به اعتقاد مسعودي، مجموع كشته شدگان جنگ صفين از عراقيها و شاميها، هفتاد هزار نفر بود كه بيست و پنج هزار نفر آن عراقي و چهل و پنج هزار نفر شامي بودند.»
عمق فاجعه هنگامي آشكارتر ميشود كه بدانيم مجموع كشتگان در جنگهاي زمان رسول خدا صلياللهعليهوآله را (از طرفين) حدود هزار و پانصد نفر تخمين زدهاند در حالي كه در آن زمان، جنگ با كفار و مشركان بود اما در سه جنگ ياد شده، جنگ، جنگ مسلمان با مسلمان و جنگ اهل قبله با اهل قبله بود!.