پرده‏هاي ديگري از فتنه‏ها

فاطمه‏ي زهرا عليها‏السلام در خطبه‏ي ديگري، پرده‏هاي ديگري از فتنه‏هاي ناشي از سقيفه را فاش ساخته است. دختر پيامبر صلي‏الله‏عليه‏و‏آله ، اين خطبه را هنگامي ايراد كرد كه گروهي از زنان مهاجران و انصار براي عيادت و احوال پرسي از او ـ كه در اثر حمله به خانه‏اش مصدوم و بيمار بود ـ رفته بودند. آن بانوي بزرگ در فرازي از اين خطبه فرمود:
«آگاه باشيد به جانم سوگند! اين حكومتي كه پديد آوردند، تازه آبستن شده است. پس صبر كنيد تا ببينيد چه ثمره‏اي به بار مي‏آورد. آن گاه از آن به اندازه‏ي ظرف‏هاي بزرگ {به جاي شير} خون تازه و سمّ كشنده بدوشيد! اين جا است كه كساني كه به راه باطل رفته‏اند، زيانكار مي‏شوند و آيندگان، عاقبت آنچه را كه گذشتگان تأسيس كردند، خواهند ديد. {اكنون كه به مراد خود رسيديد} از بابت دنياي خود خوش باشيد و قلباً براي فتنه‏هايي كه خواهد آمد، مطمئن باشيد. و بشارت باد بر شما به شمشيرهاي برنده‏اي كه به دنبال آن مي‏آيد و قدرت متجاوزي كه حداكثر ظلم و تعدّي را روا مي‏دارد و به هرج و مرجي فراگير كه همه جا را شامل مي‏شود و به استبدادي از ظالمين كه مقدار اندكي از بيت‏المال را باقي مي‏گذارد، به گونه‏اي كه كسي در آن رغبت نمي‏كند و جمعيت شما را درو مي‏كند {همه را قتل عام مي‏كند}، پس حسرت و اندوه با شما باد، و به كدامين سو مي‏رويد؟... .»
در اين سخنان كوتاه، امّا رسا و گويا، حوادث تلخ و اندوهبار چند دهه پس از رحلت رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله به روشني ترسيم شده است كه ريشه در سقيفه داشت. زيرا با روشي كه در انتخاب خليفه پيش گرفته شد، افراد ديگري نيز كه خود را از خلفاي اوليّه كمتر نمي‏دانستند، به فكر خلافت افتادند و كشمكش و رقابت بر سر خلافت در گرفت و منتهي به جنگ‏ها و خونريزي‏ها شد.
از طرف ديگر مسيري كه در مورد خلافت در پيش گرفتند، موجب شد كه با فراهم شدن تدريجي زمينه و موافقت عملي خليفه دوم و سوم، بني‏اميه به حكومت برسند و با ظلم و ستم و تجاوز و تعدي ـ كه بر هيچ مورخي پوشيده نيست ـ با مردم رفتار كردند و بيت المال مسلمين را به يغما بردند. با توجه به اين حوادث، سخنان حضرت فاطمه عليه‏السلام در اين زمينه، از نظر تحليل اجتماعي و سياسي در تاريخ اسلام بسيار ارزنده و تكان دهنده است.

شاخصه‏اي گويا از فتنه‏ها

چنانكه اشاره شد، ماجراي سقيفه، افرادي از صحابه‏ي بزرگ رسول خدا را به فكر خلافت افكند. به ويژه شوراي شش نفري خلافت كه توسط خليفه‏ي دوم طراحي شد ـ و خود دنباله‏ي سقيفه بود ـ اعضاي شورا را به فكر خلافت انداخت و خود را براي اين منصب شايسته يافتند و پس از آغاز خلافت علي عليه‏السلام به مخالفت برخاستند، و اين موضوع به اضافه قدرت يافتن معاويه با موافقت دو خليفه‏ي قبلي، موجب بروز جنگ‏هاي جمل، صفين و نهروان شد و تلفات  سنگيني به بار آورد كه هيچ فتنه‏اي با آن قابل مقايسه نمي‏باشد. براي آن كه به عمق فتنه پي ببريم كافي است به آمار تلفات سه جنگ ياد شده توجه كنيم:
به گفته‏ي يعقوبي: «در جنگ جمل بيش از سي هزار نفر {از طرفين} كشته شدند و تلفات جنگ نهروان بالغ بر چهار هزار بود.»
و به اعتقاد مسعودي، مجموع كشته شدگان جنگ صفين از عراقي‏ها و شامي‏ها، هفتاد هزار نفر بود كه بيست و پنج هزار نفر آن عراقي و چهل و پنج هزار نفر شامي بودند.»
عمق فاجعه هنگامي آشكارتر مي‏شود كه بدانيم مجموع كشتگان در جنگ‏هاي زمان رسول خدا صلي‏الله‏عليه‏و‏آله را (از طرفين) حدود هزار و پانصد نفر تخمين  زده‏اند در حالي كه در آن زمان، جنگ با كفار و مشركان بود اما در سه جنگ ياد شده، جنگ، جنگ مسلمان با مسلمان و جنگ اهل قبله با اهل قبله بود!.